آیا واقعاً آمادگی طلاق را دارید؟

آیا واقعا آمادگی طلاق را دارید؟

ازدواج شما در خطر است و بین یک دو راهی مانده اید. شاید این شما باشید که در حال تصمیم گیری در مورد ماندن و یا رفتن باشید. شاید با خود بگویید:

“فکر می کنم بهتر است طلاق گرفته و این ازدواج را خاتمه دهم. اما چگونه مطمئن شوم؟ بعضی روزها در مورد تصمیمم بسیار مصمم می شوم. بخشی از من هنوز او را دوست دارد یا حداقل هنوز برای من مهم است. فکر نمی کنم که عاشقش هستم اما اگر اشتباه کنم چه؟ تصمیم من بر روی افراد زیادی تأثیر می گذارد. شاید نباید عجله کنم. بسیار جالب است که حدود سه سال است که در حال تصمیم گیری هستم و به آن فکر می کنم. اگر او تنها می توانست رفتارش را عوض کند، شاید اصلا به این فکر نمی افتادم.”

یا شاید شما فردی هستید که همسرتان از شما تقاضای طلاق کرده است.

“طلاق؟ چرا انقدر ناگهانی؟ دو هفته پیش در مورد سفر آینده برنامه ریزی می کردیم و حالا تو در مورد طلاق حرف می زنی؟ اصلاً فکرش را هم نمی کردم ازدواج ما تا این حد برای تو عذاب آور باشد. من شوکه و ناراحت شده ام. باید راهی برای پایان دادن به این افکار باشد. شاید خواب هستم و زمانی که بیدار شوم همه چیز به حالت طبیعی خود باز می گردد.”

بسیاری از کتاب های روانشناسی که در مورد طلاق نوشته اند، بیان کرده اند که زمانی که یکی از زوجین و یا هر دو تقاضای طلاق بدهند، به این معنی است که آنها آمادگی طلاق را دارند. با توجه بهت تجربیات افرادی که سال ها در این زمینه فعالیت کرده اند باید گفت این اصلا درست نیست. معمولاً زمانی که زوجی برای طلاق اقدام می کنند، یکی یا هر دو آنها برای این امر آمادگی ندارند. این عدم آمادگی و نداشتن پیش زمینه برای طلاق است که سبب می شود ازدواج قبل از موعد مقرر به پایان رسیده و یا طلاق تبدیل به یک جنگ دو نفره شود. طلاق، یکی از دشوارترین تصمیم هایی است که فرد باید اتخاذ کند و با عواقب آن تا سال ها و یا تا آخر عمر کنار بیاید. تصمیمی به این مهمی نیازمند توجه و دقت بیشتر هر دو طرف در زمان تصمیم گیری است. تصمیمی که فرآیند خاص خود را دارد. زمانی که یک زوج آماده طلاق هستند، به زودی توانایی این را پیدا می کنند که در راهی یکسان قدم برداشته و مشکلات عاطفی و مالی که سبب بحث می شود را از میان بردارند.

دلیل اصلی اینکه بسیاری از افراد برای آمادگی خود در زمان طلاق چندان تلاشی نمی کنند، این است که تصور می کنند هر چه زودتر قضیه را حل کنند بهتر است. بنابراین به این سمت کشیده می شوند که با سرعت هر چه بیشتر به ازدواجشان خاتمه دهند و بتوانند زندگی خود را از سر گیرند. خانواده و دوستان نیز بر اساس این تصور که هر چه زودتر همه چیز تمام شود، فرد راحت تر می تواند به زندگی عادی خود برگردد و همه چیز را از نو شروع کند، این قضیه را تأیید می کنند. اما متأسفانه در اکثر موارد برعکس این مطلب اتفاق می افتد. زوج هایی که به سرعت درخواست طلاق داده و به دنبال جدایی هستند، برای ارزیابی افکار، احساسات و یا راه هایی دیگر زمانی در نظر نگرفته و در نتیجه آمادگی ندارند. بنابراین برای هجوم احساسات، سیستم پیچیده قوانین مربوط به طلاق و بسیاری از تصمیماتی که از این به بعد باید اتخاذ کنند آماده نخواهند بود. معمولاً تصمیماتی می گیرند که پایدار نیست و به جای اینکه سبب بهبود اوضاع شود تنها مشکل را به مشکلی دیگر تبدیل می کند. بنابراین طلاق آنها تبدیل به یک پرونده قضایی شده و آنچه که می خواستند به سرعت اتفاق بیفتد سال ها به طول می انجامد.

در این مقاله به این می پردازیم که چگونه یک زوج می توانند با وضع دشوار ناشی از طلاق کنار بیایند. این وضع دشوار زمانی اتفاق می افتد که شما بین دو راهی قرار گرفته اید که هرکدام ترس هایی را شامل می شود. اگر افراد با این وضع دشوار روبرو نشوند، با پنهان کردن شک و تردید، عدم مسئولیت پذیری، آسیب پذیری یا وابستگی خود وارد این پروسه شده و با آن روبرو می شوند.

چه زمانی که زوج روند طلاق را شروع کرده و یا در حال فکر کردن به آن هستند، باید با این دشواری ها روبرو شوند.

سه موقعیت دشوار طلاق

زوج هایی که به طلاق فکر می کنند با این موقعیت ها روبرو هستند:

  1. آیا تصمیم درستی است؟ ” من می خواهم از همسرم جدا شوم اما مطمئن نیستم که آیا تصمیم درستی است یا خیر.” از آنجا که تصمیم به طلاق بر روی زندگی کودکان، مسائل مالی و مسائل زناشویی شما تأثیر غیر قابل اجتنابی دارد، فشار ناشی از “تصمیم گیری عاقلانه و صحیح” بسیار زیاد است. بهترین تصمیم گیری زمانی اتفاق می افتد که ناشی از عواطف و احساسات شما نباشد.
  2. همسرم می خواهد جدا شویم. قرارگیری در موقعیتی این چنین احساس قربانی بودن، عدم کنترل و درماندگی خواهد داشت. ممکن است ناراحتی عمیق عاطفی را تجربه کنید، چرا که زندگی شما در مقابل چشمانتان در حال تغییر است و کاری از دست شما ساخته نیست. در جواب به این وضع دشوار باید دید آیا شما به دنبال چسبیدن به همان موقعیت امن، آشنا و ازدواجی بر پایه تخیلات هستید یا عاقلانه تصمیم می گیرید. زمانی که توسط شریک زندگی خود مورد آزار قرار می گیرید، شناسایی و مواجه با این موقعیت های دشوار چندان کار ساده ای نیست.
  3. می خواهم طلاق بگیرم چرا که ازدواج موفقی ندارم. اگر دو راهی شما این است، پس به دنبال عدم پذیرش مسئولیت زندگی خود در هر حالتی هستید و دوست دارید پایان یافتن این رابطه را به شریک خود نسبت دهید. ممکن است اشتغال ذهنی و خشم فوق العاده ای نسبت به همسر خود داشته باشید که چرا کاری کرده است که شما را به این تصمیم واداشته است. هرچه که این عدم مسئولیت پذیری ها و مقصر دانستن ها بیشتر باشد، تمایل شما به بیان نکردن ترس ها و ناراحتی تان بیشتر است. اگر احساساتتان را شناسایی نکرده و اقدامی در جهت بیان آنها انجام ندهید، روند طلاق به مسئله بسیار آزاردهنده تبدیل می شود و همواره در حال مقصر دانستن دیگری خواهید بود.

عنصر مشترک این سه مورد “ترس” است. در گروه اول ترس از اینکه تصمیم نادرستی گرفته شود. در گروه دوم با انکار آنچه که اتفاق افتاده یا عدم پذیرش اینکه به الگوی امن و آشنای زندگی چسبیده اید، این ترس را پنهان می کنید و گروه سوم نیز از پذیرش هر گونه مسئولیت یا نشان دادن نرمی و ملایمت می ترسند. قرارگرفتن در هرکدام از این موقعیت ها می تواند طلاق شما را به تعویق بیاندازد.

برای اینکه طلاق به یک پروسه آبرومند و مشترک تبدیل شود، زوج باید آماده باشند تا زندگی خود را از تمامی جهات از یکدیگر جدا کنند؛ قانونی، احساسی و جسمی. برای اینکه این اتفاق بیفتد هر کدام از زوجین باید به ۸ سوال زیر پاسخ گویند:

  1. آیا هنوز نسبت به شریک خود احساسی دارید؟ بسیاری از افرادی که به دنبال جدایی هستند هم چنان احساس و عواطف خاصی نسیت به شریک خود دارند اما به دلیل جنگی که بر سر قدرت بین دو طرف وجود دارد، صمیمیت و نزدیکی از میان رفته است. اگر شما در این حالت قرار دارید بهتر است قبل از آنکه تصمیم قطعی برای جدایی بگیرید بر روی رابطه خود کار کرده و کمک بگیرید. چرا که اگر بدون حل کردن این مسائل پیش بروید، احساسات شما حتی بعد از طلاق هم شما را آزار می دهند.
  2. آیا واقعا ازدواج کرده بودید؟ آیا شما از کلمه “ما” در ارتباطات خود استفاده کرده اید؟ بسیاری از افرادی که ازدواج کرده اند، در واقع همچون زوج در کنار یکدیگر زندگی نکرده اند، بلکه تنها دو فردی بودند که به دنبال ارضای نیازهای خود بوده اند. آنها ممکن است بچه دار شده و مشترکاً در یک خانه زندگی کنند اما بیشتر در مقام دو رقیب تا دو همراه در کنار هم هستند. آنها به جای اینکه از خود بپرسند ” آیا ابن برای ما خوب است؟” می پرسند “می خواهم این کار را انجام دهم یا نه؟”. اگر تا به حال یک “ما” کامل در رابطه نداشته اید، الآن زمان مناسبی است که یا یاد بگیرید که چگونه این “ما شدن” را در رابطه شکل دهید یا اینکه بپذیرید تا به حال زوج نبوده اید.
  3. آیا واقعا برای طلاق آماده اید یا تنها تهدید می کنید؟ به دلایل زیر، معمولاً ازطلاق به عنوان یک تهدید استفاده می شود:
    • در زمان خشم و عصبانیت
    • دستیابی به قدرت و کنترل در رابطه، اجبار طرف مقابل تا مسائل را آنگونه که شما میبینید، ببیند.
    • تا جدی گرفته شوید. بفهمند که نیازمند تغییر اساسی در رابطه هستید.
    • تا شریک شما متوجه شود که این ازدواج مشکل دارد.

    افرادی که در هر موقعیتی از تهدید طلاق استفاده می کنند اعتبار شان را در پیش خود و شریک مقابل از دست می دهند. اگر فرد تنها تهدید نمی کند، بلکه بر روی حرف خود پافشاری کرده و ثابت قدم است، این فکر را در ذهن دارد که: “می خواهم بخشی از زندگی ام را پشت سر بگذارم چرا که می دانم و پذیرفتم که تمام تلاشم را برای حفظ و نگهداری رابطه زناشویی انجام داده و کار دیگری از دستم بر نمی آید.” آنها این فکر خود را بدون مقصر دانستن دیگری با شریک خود در میان می گذارند.

  4. آیا تصمیم شما کاملا عاقلانه و با آگاهی از همه شرایط اتخاذ شده یا تصمیمی است واکنشی و عاطفی؟ آمادگی برای طلاق به این معناست که تصمیمی بگیرید که بتوانید با گذشت زمان به آن پایدار بوده و تغییر نظر ندهید. طلاق یعنی توانایی رهایی از تمامی وابستگی های عاطفی به شریک زندگی خود، چه آنها که خاطرات خوبی به همراه داشته و چه آنها که ناراحت کننده و آزاردهنده هستند. تصمیماتی که برپایه احساسات هستند پایدار نبوده و حتی اگر ادامه دار باشند مشکلات زیربنایی رابطه را تغییر نمی دهند. آنها که از روی خشم و عصبانیت از همسر خود جدا می شوند، حتی بعد از طلاق هم خشمگین خواهند ماند.
  5. دلیل شما برای طلاق چیست؟ هر دلیل دیگری غیر از پایان دادن به ازدواج، نشان از عدم آمادگی برای طلاق دارد. اگر فکر می کنید از طریق طلاق می توانید شریک زندگی تان را مجبور کنید که رفتارش را تغییر داده و با شما برخورد بهتری داشته باشد، اینکه متوجه شود چه چیزهایی را از دست داده و از دست می دهد و یا اینکه بابت تمام آزار و اذیت هایش جواب گو باشد، دلیل نادرستی را برای طلاق انتخاب کرده اید. طلاق هیچ قدرتی برای تغییر رفتار های بد به رفتاری های خوب ندارد، چه برسد به تغییر در ذهن و روان افراد! تنها کاری که طلاق انجام می دهد پایان دادن به یک زندگی مشترک به طوری که هر یک از طرفین بتوانند افراد جدیدی را در زندگی جدید خود بیایند و زندگی تازه ای را شروع کنند.
  6. آیا درگیری های درونی خود را در مورد طلاق حل کرده اید؟ هر فردی که وارد پروسه طلاق می شود با بسیاری از تضادها درگیر است. آنها ممکن است احساس عذاب وجدان داشته باشند و در عین حال بخواهند که رابطه شان را پایان دهند. اینکه احساس کنند به آنها خیانت شده ولی از طرف دیگر بدانند که بعد از اتمام این رابطه زندگی شان رو به بهبودی خواهد رفت. شناسایی این تضادها و پذیرش آنها مبارزه با تأثیرات طلاق و در عین حال جزو پروسه آمادگی برای طلاق به شمار می رود.
  7. آیا عواقب طلاق را میپذیرید و با آنها مقابله می کنید؟ طلاق تغییر را به دنبال داشته و سبب غم و اندوه می شود چرا که رویای “خانواده شاد” را از بین می برد. ناامیدی، ناکامی، تنهایی، شکست، طرد شدن و بی کفایتی احساساتی است که فرد در این دوره سخت از زندگی با آنها روبرو می شود. برای روبرو شدن و مقابله با این احساسات بهتر است که افرادی مانند خانواده یا دوستان برای پشتیبانی و کمک به شما در کنارتان حضور داشته باشند. یکی از سخت ترین عواقب طلاق روبرویی با ناراحتی دیگران است، چه فرزندتان باشد چه خانواده و یا دوستان، چرا که طلاق بر روی تمامی اطرافیان شما تأثیر می گذارد. اگر شما تصمیم به طلاق دارید، مجیور خواهید بود در مقابل تمامی این افراد از تصمیم خود دفاع کرده و به آن پایبند باشید. اگر همسر شما تقاضای جدایی دارد، هم چنان باید با عواقب یک ازدواج ناموفق روبرو شوید. شما آمادگی طلاق را ندارید اگر:
    • آمادگی تغییر در مورد مسائل مالی، شیوه زندگی یا سنت ها را ندارید،
    • اگر نمی توانید ناراحتی یا غم و غصه فرزند/فرزندانتان را تحمل کنید،
    • اگر آمادگی نا امنی، ترس یا ناشناخته ها را ندارید،
    • اگر نمی توانید شریک خود را  عاطفی، روانی یا ذهنی رها کنید.
  8. آیا می خواهید مسئولیت زندگی خود را هم چون فردی بالغ و با مسئولیت بپذیرید؟ چه شما تصمیم به جدایی داشته باشید و چه همسر شما برای طلاق اقدام کرده باشد، در هر صورت هر دو موقعیت در یک مسئله مشترک هستند و آن اتمام رابطه مشترک شماست. آینده افراد و نوع طلاقی که خواهند داشت تحت تأثیر پاسخ آنها به این موقعیت دشوار است. آنها می توانند جنبه تلخ طلاق را دیده، درمانده شده و به دنبال انتقام باشند و یا با دیدی مثبت نسبت به آینده، قوی بوده، شرایط را درک کرده و احترام دو جانبه را حفظ کنند. دیدگاهی که شما نسبت به طلاق انتخاب می کنید، نوع طلاق شما و عواقب آن را تعیین می کند. انتخاب های شما می تواند به این صورت باشد:
تنها از حقوق خود دفاع کنید یا به حقوق طرف مقابل هم احترام بگذارید
تنها به فکر خوبی برای خود باشید یا به دنبال خوبی برای همه باشید
برای همسر خود کمترین مقدار را در نظر بگیرید یا آنچه را که حق اوست در اختیارش بگذارید
توافق انجام شده شما را ناراحت نکند یا توافق شما برای همه مناسب باشد
نیاز به دادگاه داشته باشد یا نیازی به هیچ دادگاه و قضاوتی نداشته باشد

تجربه روانشناسان و متخصصان این حوزه نشان داده است افرادی که در مورد این ۸ سوال فکر کرده و پاسخ هایی مناسب برای خود یافته و به پذیرش رسیده باشند راحت تر می توانند با مسائل مربوط به طلاق کنار بیایند. شروع فرآیند طلاق با آمادگی لازم سبب شده توافقات پایدارتری با یکدیگر داشته، مشکلات موجود را از بین برده و به حقوق یکدیگر احترام بگذارند.

 

www.mediate.com

www.apa.com

www.cpa.com