دلایل پنج گانه ابطال طرح انتقال رشته های بالینی از وزارت علوم به وزارت بهداشت

دلایل پنج گانه ابطال طرح انتقال رشته های بالینی از وزارت علوم به وزارت بهداشت

به گزارش سایک نیوز به نقل از کانال تلگرامی دکتر بشارت، متن بیانیه دکتر محمدعلی بشارت استاد گروه روان شناسی دانشگاه تهران ، پر استنادترین دانشمند علوم انسانی کشور و عضو شورای مرکزی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره، با عنوان “دلایل پنج گانه ابطال طرح انتقال رشته های بالینی و روان درمانی محور روان شناسی و مشاوره از وزارت علوم تحقیقات و فناوری به وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی” به شرح زیر می باشد :

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دلایل ابطال طرح انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی و مشاوره از وزارت علوم به وزارت بهداشت

طرح انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی و مشاوره از وزارت علوم به وزارت بهداشت اشکالات اساسی علمی، اخلاقی، حقوقی، ساختاری، اجرائی و قانونی دارد. خلاصه اهم این اشکالات به شرح زیر است:

دلیل اول: علوم مختلف، از جمله روانشناسی و پزشکی، بر حسب موضوع مورد مطالعه در هر علم متمایز می شوند. موضوع روانشناسی مطالعه علمی قواعد روانشناختی حاکم بر عملکرد روان است. مطالعه عواطف، هیجان ها، شناخت ها، رفتارها، ارتباطات، تعامل روان و بدن، سرشت، شخصیت، هشیاری و ناهشیاری در روانشناسی، ذیل عنوان کلی موضوع این علم، در امتداد پیوستاری از بهنجاری تا نابهنجاری، صورت می گیرد. بر اساس مطالعه این مسائل، مرزهای رشته ها و حوزه های تخصصی روانشناسی، مثل روانشناسی بالینی و رواندرمانی، در عین حال که با هم قرابت ماهوی، وحدت موضوعی (موضوع مبنائی روانشناسی) و یکپارچگی ساختاری دارند، مشخص می شوند. بر این اساس، هم موضوع مبنائی روانشناسی و هم مسائل مورد پژوهش این علم از موضوع علم پزشکی متمایز است و نسبت و قرابتی بین آنها وجود ندارد. حتی در مساله تعامل روان و بدن نیز این نسبت صفر است و هر دو علم از علوم پایه، مخصوصاً بیولوژی و فیزیولوژی، تغذیه می شوند. تفاوت های این دو علم را می توان بر حسب روش و هدف نیز مطمح نظر قرار داد.
با استناد به این دلیل، انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی به یک مجموعه پزشکی به نحو حیرت آوری غیرعلمی است! امری است عجیب، که در قاموس آسیب شناسی روانی، از نشانه های اختلالهای پسیکوزی محسوب می شود. شاید بعضی به اشتباه با استناد به مرز خاکستری (و نه مشترک) روانپزشکی از آن مجموعه پزشکی با روانشناسی، بخواهند مغلطه کنند و این انتقال را موجه جلوه دهند. اما روانپزشکی اساساً یکی از رشته های پزشکی است که با رویکردی پزشکی به درمان داروئی اختلالهای روانشناختی می پردازد. بر این اساس، حضور روانپزشکی در جایگاه و موطن اصلی خود، یعنی پزشکی، نیز توجیه علمی صحیحی برای انتقال روانشناسی به یک مجموعه پزشکی نیست. طبق جدیدترین برآوردهای شیوع شناسی پنجمین مجموعه راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM-5؛ انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳) از مجموعه متعدد، متنوع و طیف گسترده اختلالهای روانشناختی، کمتر از ۲۵درصد ممکن است نیاز به درمانهای داروئی داشته باشند. بیش از ۷۵ درصد اختلال های روانشناختی، اساساً نه نیازی به درمان داروئی دارند و نه دارو درمانی کمکی به درمان آنها می کند. مضافاً اگر انتقال بخواهد بر اساس چنین مغلطه ای صورت گیرد، اشکالات جدی اخلاقی (اخلاق انسانی و حرفه ای) بر آن مترتب است، که در شرح دلیل دوم ابطال طرح انتقال، توضیح داده می شود.

دلیل دوم: تصور کنید که آن مجموعه پزشکی بخواهد با استناد به مرز خاکستری روانپزشکی، انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور رواشناسی به مجموعه پزشکی را توجیه کند. در سطح روانشناسی بالینی، جایگاه اصلی این شاخه از علم به دلیل موضوع مبنائی و مباحث و مسائل آن، علم روانشناسی است و نه پزشکی یا روانپزشکی. اگر در روانپزشکی دروس مربوط به این رشته آموزش داده می شود، در واقع این درسی است که روانشناسان بالینی به روانپزشکان می دهند. آیا وارونه سازی چنین فرایند و ارتباطی با اخلاق انسانی و اسلامی حاکم بر روابط معلم- شاگرد منافات ندارد؟ اشکالات اخلاقی جدی تر اما در سطح درمان اختلاهای روانشناختی مطرح می شوند. روانپزشک در مواجهه با بیمار می تواند یکی از دو کار را انجام دهد:
۱) برای آن عده کمتر از ۲۵ درصد دارو تجویز کند و بقیه را به روانشناسان جهت دریافت درمان های روانشناختی ارجاع دهد؛
۲) برای همه یا اکثریت بالای ۹۰ درصدی مراجعان دارو تجویز کند. اقدام نخست عین صواب است و اخلاق انسانی و حرفه ای چنین حکم می کند؛ اما روش دوم، که متاسفانه رویه غالب روانپزشکان ایرانی است، نوعی سوء استفاده دارویی است که در سطح گسترده انجام می شود؛ اقدامی کاملاً غیرحرفه ای، غیرانسانی و غیراخلاقی. اقدامی که بر اساس حقوق مدنی فردی قربانیان جرم است، اما متاسفانه نه بیماران ما از حقوق خود آگاهند و نه وزارت بهداشت تا کنون به وظایف نظارتی خود در چنین مواردی اقدام کرده است! روش صحیح اول مستلزم این است که اکثریت بیماران مبتلا به اختلالهای روانشناختی به کلینیک های روانشناسی هدایت شوند تا توسط متخصصان روانشناس، با پیشرفته ترین و موثرترین روش های رواندرمانی به صورت واقعی درمان شوند. این واقعیت های حرفه ای، اخلاقی و حقوقی دلیل قاطع دیگری بر بطلان تصمیم انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی و مشاوره از وزارت علوم به وزارت بهداشت است.

دلیل سوم: انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی و مشاوره از وزارت علوم به وزارت بهداشت از نظر ساختاری نیز ناموجه است. نظم ساختاری حاکم بر وزارت خانه های مختلف کشور بر این قاعده استوار است که در همه موارد، وزارت علوم مسولیت برنامه ریزی و تامین شرایط آموزشی رشته های مورد نیاز و تعریف و تایید شده آن وزارت خانه ها را بر عهده دارد. به همین دلیل هیچ وزارت خانه ای مدعی انتقال رشته های مرتبط با زیرمجموعه خودش از وزارت علوم نشده است. حال چه شده که وزارت بهداشت مدعی انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی که اساساً با مسولیت های سازمانی آن وزارت خانه نامرتبط هستند، شده است! آیا این ادعا عجیب نیست؟ آیا این انتقال ناموجه نیست؟ اشکال ساختاری دیگر، استثناء قائل شدن برای آموزش پزشکی در این وزارت خانه است. انتقال آموزش پزشکی از وزارت علوم به وزارت بهداشت، به هر دلیلی که در گذشته انجام شده، ناصواب بوده و هست. این استثناء و هر استثناء دیگری که محصولش تشتت و تجزیه نظام آموزش آکادمیک علوم باشد، پیامدهای زیانبار بسیار دارد. اگر چنین انتقالی صحیح باشد، آیا لازمه آن انتقال آموزش رشته های فنی و مهندسی به وزارت راه و شهرسازی نیست؛ آیا نباید رشته های حقوق را به وزارت دادگستری منتقل کرد؛ آیا وزارت جهاد کشاورزی نباید مدعی انتقال رشته های کشاورزی و نباتات به آن وزارت خانه بشود؟ و همین طور بقیه وزارت خانه ها. انسجام و یکپارچگی نظام آموزش در هر کشوری یک اصل مسلم علمی و اجرائی است و بر این اساس لازم است آموزش پزشکی از وزارت بهداشت به وزارت علوم عودت داده شود. البته در حال حاضر تشتت و چندپارگی در نظام آموزشی کشور به این دو وزارت خانه محدود نمی شود و علما و عقلای قوم باید فکری اساسی برای یکپارچه کردن نظام آموزش در کشور بکنند!
شاید بعضی بخواهند با استناد به امکانات وزارت بهداشت، وجود آن امکانات (مثل ستینگ های بیمارستانی) را دلیلی برای توجیه انتقال بدانند. چنین استدلالی در اصل یک سفسطه است. بیمارستان و امکانات بیمارستانی برای آن عده کمتر از ۲۵ درصد بیمارانی است که به بستری و دارو درمانی و شوک درمانی و امثال این ها نیاز دارند و مسولیت درمانشان هم بر عهده روانپزشک است و نه روانشناس٫ اکثریت افرادی که مشکلات و اختلال های روانشناختی دارند اساساً نیازی به بیمارستان و چنین امکاناتی ندارند و تبعاً روانشناس و روانشناسی هم نیازی به این بیمارستان ها ندارند. کلینیک های روانشناختی با حضور روانشناسان مجرب بهترین و موثرترین خدمات را در این گونه موارد به افراد نیازمند ارائه می کنند. از این گذشته، اگر امکانات کلینیکی لازم باشد، دستگاه های مسول همان طور که بر حسب نیاز برای وزارت بهداشت بیمارستان تهیه کرده اند، وظیفه دارند برای تربیت روانشناسان بالینی و رواندرمانگران نیز امکانات لازم را مهیا کنند.

دلیل چهارم: مشکلات اجرائی چنین انتقال نامعقول و ناموجهی کمتر از مشکلات دیگر نیست. تفکیک امور آموزشی از امور اجرائی و تقسیم کار و وظایف وزارت خانه ها و دستگاه ها بر حسب این تقسیم بندی، علاوه بر این که رویه معمول کشورداری در نظام های پیشرفته است و در ایران هم از این سبک پیروی شده است؛ با سرعت پیشرفت های علمی (آموزشی) و اجرائی نیز مطابقت می کند. این تفکیک، با ایجاد انسجام و یکپارچگی در برنامه ریزی ها؛ یکی در سطح امور آموزشی و دیگری در سطوح اجرائی، به سهولت برنامه ریزی، سرعت گردش امور، نظارت بهینه، آسیب شناسی به موقع و بازدهی مطلوب کمک می کند. بر عکس، تحمیل همزمان مسولیت آموزش و اجراء به یک دستگاه، برنامه ریزی را دشوارتر می کند، گردش امور را با کندی مواجه می سازد، کیفیت نظارت تضعیف می شود، آسیب شناسی خود آسیب می بیند و بازدهی تحت تاثیر قرار می گیرد. علاوه بر این اصول کلی حاکم بر تفکیک یا ترکیب، در خصوص انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی به وزارت بهداشت، به دلیل تفاوت های علمی (موضوعی) و مسائل اخلاقی و حقوقی پیش تر گفته، مشکلات اجرائی بیشتری برای میزبان، این رشته ها، دانشجویان و دریافت کنندگان خدمات روانشناختی پیش خواهد آمد.
واقعیت تلخ دیگر این است که وزارت بهداشتی مدعی این انتقال است که در بسیاری از وظایف اجرائی فعلی خودش کارنامه قابل قبولی ندارد! چگونه و با چه پشتوانه هایی و بر اساس کدامین زیرساخت ها می خواهد بار بسیار سنگین تر این انتقال را سالم به مقصد برساند؟ انتقال بیش از ۳۰ برابر تعداد دانشجوی فعلی به این وزارت خانه و به همین نسبت تعداد کثیر اساتید و پیامد آن بار بسیار سنگین تر تقاضاهای مردم نیازمند به خدمات روانشناختی در وزارت خانه ای که در اجرای طرح پزشک خانواده اش درمانده است، آیا نباید مسولان را به کمی فکر و تامل وادارد؟ مسولانی که همین چند سال پیش شاهد آن بودند که انتقال و ادغام دانشگاه علوم پزشکی ایران به دانشگاه علوم پزشکی تهران با چه مشکلاتی مواجه شد و پس از تحمیل هزینه های سنگین بر جامعه با شکست مواجه گردید؛ تازه آن جا هر دو از یک جنس بودند و تفاوت ها و مشکلات علمی، اخلاقی و حقوقی خاصی هم وجود نداشت!

دلیل پنجم: این انتقال تنها با نقض قوانین مصوب مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی امکان پذیر می شود! مطابق تبصره ۲ بند ۴ ماده “قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت” وزارت بهداشت موظف است از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص برنامه های روانشناسی و مشاوره تبعیت کند. مطابق ماده ۵ قانون “سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران”، “مشاوران و روانشناسان [فارغ التحصیلان از وزارت علوم و وزارت بهداشت] برای هر گونه اشتغال در حرفه خود باید دارای پروانه از “سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران” باشند و مطابق ماده ۳، برای اشتغال در [کلیه] حرفه های روانشناسی و مشاوره اخذ پروانه از “سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران” الزامی است.
چه کسانی و با چه هدف و منطقی می خواهند این قوانین مصوب را نقض کنند؟ تایید و حمایت از این قانون شکنی توسط هر شخص با هر مقامی، مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خود خلاف قانون دیگری است و عاملان باید در برابر دستگاه قضاء و وجدان روانشناسان و مشاوران پاسخگو باشد!

دلایل پنچ گانه فوق، هر یک به نحوی طرح انتقال رشته های بالینی و رواندرمانی محور روانشناسی و مشاوره از وزارت علوم به وزارت بهداشت را ابطال می کند. این دلایل از ابعاد مختلف علمی، اخلاقی، حقوقی، ساختاری، اجرائی و قانونی؛ مستقل از ضعف ها و کاستی های وزارت بهداشت، نشان می دهند که طرح انتقال تا چه حد نسنجیده، غیرعلمی، غیراخلاقی، غیرعملی، غیرقانونی و زیان بخش است. بررسی و ارزیابی کارنامه عملکرد وزارت بهداشت در حوزه محدودتر وظایف فعلی اش، خود مساله جدی دیگری است که بر این دلایل افزوده خواهد شد.
برافراشته باد پرچم شکوه و عظمت روانشناسی و مشاوره! خداوند یار و نگهدار روانشناسان و مشاوران ایران اسلامی!
بود نامتان پر ز آوازه و جانتان پر ز نور
بلا گردد از دانش و دینتان بس به دور
محمدعلی بشارت- چهارم دی ماه ۱۳۹۵

 

نتایج ارزیابی علمی و کیفی عملکرد وزارت بهداشت و محدودیت ها و مشکلات واگذاری مسولیت نظام سلامت به وزارت بهداشت به زودی از کانال رسمی دکتر بشارت منتشر می شود. برای پیوستن به کانال ایشان اینجا را کلیک کنید.

بیشتر بخوانید:
بیانیه دکتر محمدعلی بشارت درخصوص طرح انتقال رشته های بالینی و روان درمان محور روانشناسی از وزارت علوم به وزارت بهداشت
در دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران چه گذشت؟
گزارش نشست فوق العاده هم اندیشی بررسی و آسیب شناسی واگذاری رشته روان شناسی بالینی