آمار انواع خشونت علیه زنان در ایران

آمار انواع خشونت علیه زنان در ایران

در یک دهه اخیر در ایران پژوهش‏ها و مطالعات زیادی درباره خشونت علیه زنان، به ویژه خشونت خانگی، انجام شده است. براساس آخرین جستجوها، در ۲۸ مرکز استان کشور حداقل هفتاد پژوهش میدانی قابل اعتنا درباره خشونت خانگی علیه زنان انجام شده است. بیشتر این پژوهش‏ها پس از سال ۱۳۷۰ تاکنون انجام شده که نشان می‏ دهد پژوهشگران و دانشگاهیان ایرانی در سال‏های اخیر علاقه و توجه ویژه‏ای به بررسی و کنکاش درباره خشونت علیه زنان پیدا کرده‏  اند. یکی از بزرگترین و مهمترین پژوهش‏ها درباره خشونت علیه زنان در ایران، یک طرح ملی است که در سال های آخر دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و توسط دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری، اجرا شد.
پژوهشگران برای توصیف ابعاد خشونت خانگی علیه زنان در ایران، انواع مختلف آن را در هشت گروه تقسیم‏ بندی کرده است: خشونت‏ های زبانی، روانی، فیزیکی، حقوقی، جنسی، اقتصادی، فکری و آموزشی و مخاطرات.

آمارهای همین طرح ملی نشان می‏دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترک شان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرار گرفته ‏اند. با این حال میزان و انواع خشونت خانگی در استان‏های مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و معناداری برخوردار است. برای نمونه شمار زنانی که از اول زندگی مشترک خود تاکنون مورد خشونت قرار گرفته‏ اند. در بندرعباس بیش از سایر نقاط ایران بوده است. اما در میان زنانی که مورد خشونت قرار گرفته ‏اند، این زنان زاهدانی هستند که بیشترین و شدیدترین خشونت‏ ها را تجربه کرده‏ اند. در همین حال، زنان بندرعباس، در طول یکسال دفعه‏ های بیشتری مورد خشونت خانگی قرار گرفته‏ اند و زنان یاسوج به دفعات کمتری با آن روبرو شده‏ اند.

 

خشونت‏های فیزیکی و روانی

پژوهشگران یک اصطلاح خاص برای توصیف گروهی از خشونت‏ های خانگی علیه زنان استفاده کرده‏ اند:
خشونت فیزیکی نوع اول: این خشونت‏ ها شامل گاز گرفتن، گرفتن و بستن، زندانی کردن، چنگ انداختن و کشیدن مو، اخراج از خانه، کتک‏ کاری مفصل، محروم کردن از غذا و … می ‏شود. از این لحاظ زنان در خرم‏ اباد در طول یک سال بیش از سایر زنان ایران مورد خشونت واقع می ‏شوند و زنان در شهرکرد دفعه‏ های کمتری مورد خشونت نوع اول قرار می‏گیرند.

پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی «سیلی، لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شکستن اشیای منزل» را خشونت فیزیکی نوع دوم نامیده ‏اند و وضع زنان ایران را در ۲۸ مرکز استان در این باره بررسی کرده ‏اند. در میان زنانی که تحت خشونت نوع دوم بوده‏ اند، زنان بندرعباس به دفعات بیشتری آن را تجربه کرده‏ اند و زنان کرمانی در طول سال کمتر مورد این خشونت قرار می‏گیرند.

 

خشونت‏ های روانی و کلامی


نوع دیگری از خشونت‏ هایی است که در خانه علیه زنان استفاده می‏شود. که عبارت است از: به کاربردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه‏ گیری‏ های پی در پی، داد و فریاد و بداخلاقی، بی احترامی، رفتار امرانه و تحکم آمیز و دستور دادن‏ های پی در پی، قهر و صحبت نکردن و … از این بابت زنان اصفهانی در طول یک سال بیشتر و زنان بوشهری کمتر از سایر زنان ایرانی تحت خشونت بوده ‏اند.

 

خشونت‏های جنسی و ناموسی

در حالی که تعداد بیشتری از زنان بندرعباسی از اول زندگی مشترک شان تاکنون، نسبت به سایر زنان ایرانی قربانی خشونت‏ های جنسی و ناموسی شده‏ اند. زنان یزدی در طول یک سال بیش از سایر زنان این خشونت را تجربه می‏کنند. خشونت‏های جنسی و ناموسی عبارتند از مجبور کردن زن به دیدن عکس و فیلم‏های خلاف اخلاق عمومی یا اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیرمتعارف، مراعات نکردن بهداشت زناشویی و خودداری از به‏ کارگیری روش‏های پیشگیری از بارداری، مجبور کردن زن به سقط جنین، اجبار زن به حاملگی ناخواسته، متهم کردن زن به بی‏ مبالاتی در مسائل ناموسی همچون داشتن ارتباط نامشروع، شک و بددلی، زنان اراکی بیشتر از سایر زنان در ایران خشونت جنسی و ناموسی را تحمل می‏کنند. مردان کرمانی و یاسوجی هم به ترتیب کمتر از سایر مردان ایران، زنان خود را مورد خشونت‏ های جنسی و ناموسی قرار می‏دهند.

 

تهدید به آزار و قتل

براساس یافته‏ های «پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی» تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از تهدید و برقراری محدودیت برای همسران خود، مخاطره ایجاد می‏کنند. رفتارهایی از قبیل تهدید و شکایت به پلیس و دادگاه علیه زن و اقوامش، تهدید به آزار و اذیت و یا تهدید به کشتن زن و فرزندان، تهدید به طلاق و یا ازدواج مجدد، تصاحب، مخفی کردن و از بین بردن مدارک شخصی و مورد نیاز زن مانند شناسنامه، دفترچه پس ‏انداز، اوراق مالکیت، و … بیگاری کشیدن از زن در انجام امور و وظایفی که مربوط به او نیست. مانند تیمارداری پدرشوهر و مادرشوهر و بالاخره تحت نظر قرار دادن و ایجاد محدودیت در تماس‏ های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه برای زن، زنان بندرعباس، زاهدان و خرم ‏آباد بیش از سایر زنان ایران توسط شوهران شان تهدید می ‏شوند و زنان سمنان، ساری و یاسوج کمترین تهدیدها را تجربه کرده‏اند.

تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از عوامل اقتصادی و مالی زنان را مورد خشونت قرار می‏دهند. این مردان از استقلال مالی همسران خود جلوگیری و در اموال شخصی آنها دخل و تصرف می‏کنند و با ندادن خرجی خانه و پول کافی برای زنان مضیقه‏ های مالی ایجاد می‏کنند. اگرچه زنان زاهدانی و بوشهری از اول زندگی مشترکشان تاکنون بیشترین خشونت‏ های اقتصادی و مالی را تجربه کرده‏ اند، اما در میان زنانی که قربانی این نوع خشونت هستند، زنان اصفهانی در طول یک سال به دفعات بیشتری تحت این نوع خشونت از سوی همسران قرار گرفته‏ اند. البته این را هم باید اضافه کرد که زنان سمنان و یاسوج کمتر از سوی شوهران خود تحت مضیقه ‏های مالی و اقتصادی قرار می‏گیرند.

پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان، خشونت‏ های حقوقی و مرتبط با طلاق را نیز در ۲۸ استان کشور مورد سنجش قرار داده‏اند. این پژوهشگران خشونت‏ های حقوقی را شامل امتناع مرد از طلاق برخلاف اصرار زن به متارکه، ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن دانسته‏ اند. اگرچه زنان بندرعباس از اول زندگی مشترک شان تاکنون بیش از سایر زنان ایران مورد این نوع از خشونت قرار گرفته ‏اند. زنان زاهدان در طول یک سال بیشتر این خشونت را‏ تجربه کرده ‏اند و البته زنان رشت کمتر از سایر زنان ایرانی درگیر این خشونت هستند.

پژوهشگران ایرانی نوع دیگری از خشونت را نیز مورد توجه قرار داده‏اند: «خشونت‏های ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی» که عبارت است از ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از تحصیل، کاریابی و اشتغال در این نوع از خشونت نیز همچون برخی دیگر از انواع خشونت، زنان بندرعباس و زاهدان به ترتیب بیشترین قربانی هستند و زنان سمنان ، گرگان و یاسوج کمترین .

در گزارش ‏های نهایی طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی، هریک از شاخص های مورد بررسی در سه مرحله مورد اندازه‏ گیری قرار گرفتند: در مرحله اول، میزان وقوع خشونت خانگی از اول زندگی مشترک تاکنون و در مرحله دیگر طرز تلقی پاسخ گویان از وقوع خشونت موردنظر. هرکدام از این آمارها به تفکیک «کل افراد مورد مطالعه» و «افراد اسیب دیده» (درگیر خشونت) ارائه شده است.

 

خشونت روانی و کلامی، رتبه نخست

زنان ایرانی در میان انواع ۹ گانه خشونت خانگی، بیشتر تحت خشونت‏ های روانی و کلامی قرار دارند. ۷/۵۲ درصد از کل پاسخ گویان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقیقاً اعلام کرده اند که از اول زندگی مشترک تاکنون قربانی این نوع خشونت که شامل به کار بردن کلمات رکیک، دشنام، داد و فریاد، بهانه ‏گیری‏های پی در پی و … است، بوده‏ اند. میانگین وقوع این نوع خشونت برای زنانی که درگیر آن بوده‏اند، ۱۰ بار است.

رتبه بعدی از آن خشونت فیزیکی از نوع دوم است که ۸/۳۷ درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود، آن را تجربه کرده ‏اند. این نوع خشونت شامل سیلی زدن، زدن با مشت یا چیز دیگر، لگد زدن و … است. متوسط میزان تجربه این نوع خشونت‏ ها برای زنان درگیر در خشونت خانگی، برابر با ۴۶/۲ بار است. رتبه سوم با رقم ۷/۲۷ درصد متعلق به خشونت‏ های «ممانعت از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی» است که شامل ایجاد محدودیت در ارتباط ‏های فامیلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاریابی و اشتغال و ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل و مشارکت در انجمن ‏های اجتماعی است که ۳/۷۲ درصد از زنان اظهار کرده ‏اند که از اول زندگی مشترک تاکنون در معرض این نوع از خشونت همسران خود نبوده‏ اند.

 

خشونت جنسی، رتبه آخر

خشونت‏ های جنسی و ناموسی که شامل مجبور کردن به دیدن عکس و فیلم‏های خلاف اخلاق عمومی یا اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیرمتعارف می‏شود. با رقم ۲/۱۰ درصد رتبه پایینی را به خود اختصاص داده است. آمارهایی که ابعاد میزان وقوع خشونت خانگی را در طح ملی نشان می‏دهد، حاکی است که ۸/۸۹ درصد از زنان ایرانی گفته ‏اند در طول زندگی مشترک خود هرگز قربانی خشونت ‏های جنسی و ناموسی نبوده‏ اند. همچنین اکثر افراد درگیر در خشونت‏ های جنسی و ناموسی اعلام کرده ‏اند که در حد پایین و خیلی پائین، در معرض این نوع خشونت‏ ها بوده‏ اند. بنابراین، نتایج پژوهش بررسی خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان نشان می‏ دهد که وقوع خشونت‏ های جنسی و ناموسی در سطح ملی در مقایسه با خشونت‏ های دیگر، کمتر گزارش شده است.

یافته‏ های محققان در ارتباط با عوامل موثر بر خشونت خانگی نشان می‏دهد که وضعیت تحصیلی نیز بر میزان همسرآزاری تأثیر دارد. زنان بی‏سواد بیشترین و زنان دارای فوق دیپلم و لیسانس کمترین خشونت را از اول زندگی مشترک خود تجربه کرده ‏اند. یافته ‏های همین تحقیق نشان می‏دهد که میزان تاثیر سن و همچنین شاغل و یا غیرشاغل بودن زن بر خشونت خانگی علیه زنان از تنوع و تفاوت‏ های قابل توجهی برخوردار است. زنان ۵۵ تا ۵۹ ساله بالاترین و زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله پایین ‏ترین مورد وقوع خشونت را در زندگی مشترک خود داشته ‏اند. زنان غیرشاغل نیز بیشتر و زنان شاغل کمتر خشونت را تجربه کرده ‏اند.

همچنین مقایسه آمارهای مربوط به رضایت از زندگی درباره زنان مراکز ۲۸ گانه استانی نشان می‏دهد که زنان تبریزی بیشترین رضایت را از زندگی خانوادگی خود دارند و کمترین ناسازگاری هم در میان خانواده ‏های تبریزی دیده می‏شود. همچنین به تحقیق، در حل اختلاف‏های خانوادگی، این تبریزی‏ ها هستند که بیشترین مهارت را دارند و اردبیلی‏ ها کمترین مهارت را.

یافته‏ های یک پژوهش دیگر که در تهران انجام شده است، برخی از نتایج پژوهش ملی را در این باره تایید می‏کند. «ویژگی‏ های فردی قربانیان همسرآزاری در مراجعه به مراکز سازمان پزشکی قانونی» عنوان این پژوهش است.
نتایج این مطالعه توصیفی نشان می‏دهد که ۲۸ درصد از قربانیان خشونت خانگی شاغل و ۷۱ درصد غیرشاغل بوده‏ اند. از طرفی اشتغال زنان ارتباط تنگاتنگی با میزان تحصیلات آنان داشته است. در این پژوهش همچنین روشن شد که هرچه مدت زناشویی افزایش می یابد دفعات ضرب و شتم شوهر و میزان مدارا با خشونت خانگی افزایش می‏ یابد. این پژوهش نشان می‏ دهد که تعداد دفعه‏ های ضرب و شتم شوهر با تعداد فرزندان ارتباط مستقیم دارد و هرچه تعداد فرزندان بیشتر باشد، خشونت جسمی علیه زنان هم بیشتر شده است. ضمن اینکه بین دفعات ضرب و شتم شوهر و گرایش قربانیان به طلاق و جدایی ارتباطی دیده نشده است.

پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی میزان تاثیر شغل، درآمد ماهیانه خانوار، زبان مادری و محل بزرگ شدن را بر خشونت خانگی مورد ارزیابی قرار داده است که روشن شد ارتباط معناداری بین آنها وجود دارد. به این ترتیب که کارگران کشاورزی از اول زندگی مشترک تاکنون بیشترین و کارمندان و متخصصان عالی رتبه کمترین خشونت را درباره همسران خود انجام داده ‏اند.

برای آشنایی با انواع و تعاریف خشونت علیه زنان اینجا را بخوانید.

منبع: پایگاه معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری