۶ اختلال روانی فراموش شده

۶ اختلال روانی فراموش شده

امروزه وقتی در مورد اختلالات روانی صحبت می کنیم، وضعیت های شایعی همچون افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و یا اضطراب به ذهن می آید. اما اگر به تاریخچه روانشناسی مراجعه کنید ، تعداد زیادی از اختلالات روانی را خواهید یافت که زمانی بسیار مرسوم بوده و اکنون فراموش شده اند.
در حالی که بعضی از این اختلالات به مرور زمان به اختلالات شایع امروزی تبدیل شده اند، بعضی از آن ها به طور کلی ناپدید شده اند.

در این مقاله به ۶ اختلال روانی فراموش شده خواهیم پرداخت :

  1. هیستریا : یک بیماری روانی زنانه
    هیستریا در برهه ای از زمان شایع ترین تشخیص پزشکی برای زنان به حساب می آمده است. در واقع پژوهشگران، هیستریا را به عنوان اولین اختلال روانی نسبت داده شده به زنان می دانند.
    اختلال هیستریا با هیجانات شدید، عصبانیت، حالت غش، بی خوابی و میل شدید جنسی در کنار علائمی دیگر شناخته می شد. علائم و نشانه های هیستریا به ۴۰۰۰ سال پیش باز می گردد و پژوهشگران معتقدند سابقه آن مربوط به یونان باستان می باشد. یونانیان تصور می کردند علت این بیماری در رحم زنان است.
    هیستریا زمانی که به اوج شدت خود می رسید موجب بروز توهم، ناتوانی در حرکت دادن دست ها و پاها و علائم جسمانی اضطرابی در زنان می شد.
    تشخیص هیستیریا در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ به دلایل متفاوتی کاهش پیدا کرد. از جمله این دلایل می توان به تشخیص گذاری های غلط و تکامل اسناد و پژوهش های علمی اشاره نمود.
    مفهوم هیستریا سرانجام در نسخه سوم DSM در سال ۱۹۸۰ به طور کلی حذف شد.
    امروزه علائم هیستریک به صورت ظهور در مجموعه پیچیده ای از اختلالات همچون اختلال فراموشی تجزیه ای، اختلال هویت تجزیه ای، اختلال تبدیلی و اختلال جسمی سازی قابل ملاحظه است.
  2. ضعف اعصاب : پدربزرگ خستگی مزمن؟
    وضعیت پزشکی ضعف اعصاب برای اولین بار در سال ۱۸۶۹ توسط نورولوژیست آمریکایی، جورج بِرد تشریح شد.علائم ضعف اعصاب شامل افسردگی ، اضطراب، میگرن و بی خوابی بود.
    تصور می شد این اختلال با فعالیت زیاد مغز و استرس بیش از حد خصوصا در متخصصان و بازرگانان در ارتباط باشد.
    هم زنان و هم مردان تشخیص ضعف اعصاب می گرفتند اما درمان به جنسیت افراد وابسته بود. به زنان مبتلا به ضعف اعصاب اکیدا استراحت تجویز می شد در حالی که مردان شدیدا تشویق به شرکت در فعالیت های فیزیکی و نوشتن در مورد آنها می شدند.
    تشخیص ضعف اعصاب در خلال جنگ جهانی اول، زمانی که پزشکان آن را بهانه ای برای گریز از جنگ در افراد یافتند، کاهش پیدا کرد.
  3. قلب سرباز : نسخه قدیمی PTSD
    آنچه که امروزه به عنوان PTSD می شناسیم در طول زمان تکامل یافته است. خصوصا به این دلیل که به سربازان جنگی مربوط می شود.
    شواهدی وجود دارد که نشان می دهند در خلال جنگ داخلی آمریکا سربازانی که از نبرد بازگشته بودند دچار مشکلاتی می شدند.
    اما همه چیز پس از جنگ جهانی اول تغییر کرد و این بیماری با نام شِل شاک (به معنای وحشت حاصل از صدای انفجار) شناخته شد. برای سربازان ، گرفتن تشخیص این بیماری بسیار شرم آور بود. در ان زمان از مردان انتظار می رفت به جنگ بروند و زمانی که باز می گردند چیزی نگویند.
    تا پیش از جنگ ویتنام هنوز PTSD به عنوان یک اختلال مستقل مطرح نشده بود اما در خلال جنگ، این اختلال به عنوان یک بیماری جدی و مستقل شناخته شد.
  4. مالیخولیا۱ : وضعیتی روانی برای “جنس ضعیف تر”
    این بیماری چیزی شبیه اختلال هیستریا بود که در زنان دوره ویکتوریایی (دروه اوج انقلاب صنعتی) دیده می شد.
    این اختلال با حالت های غش ، بی ثباتی هیجانی ، اضطراب و پریشانی شناخته می شد و بازتابی بود از نگاه جامعه به زنان در آن دوران.
    به بیان دیگراین اختلال بخشی از زنانگی افراد محسوب می شد و نشان می داد زنان نیازمند مراقبت و توجه مردان می باشند.
  5. هذیان شیشه ای : یک اپیدمی اجتماعی از سوی پادشاه
    هذیان شیشه ای به نوعی بیماری روانی گفته می شد که در طی آن فرد اعتقاد داشت از شیشه ساخته شده است. این اختلال در قرون وسطی در اروپا شایع بود و براساس آن، افراد باوری عجیب مبنی بر این داشتند که ممکن است هر لحظه بشکنند.
    چارلز چهارم پادشاه فرانسه، آخرین قربانی این اختلال بود. بنا بر گزارشات تاریخی این پادشاه قرون وسطایی خودش را برای محافظت از شکسته شدن ناگهانی، پتوپیچ می کرد.
    از سویی دیگر “اضطراب شکسته شدن” که در اثر هذیان شیشه ای در افراد به وجود می آمد، در آن زمان عادی به حساب می آمد.
    این اختلال در حدود ۲۰۰ سال یعنی از قرن ۱۵ تا ۱۷ در اروپا شایع بود. بعضی از کارشناسان فرض می کنند که این هذیان نشانه های هایی از اپیدمی اجتماعی را دارا بوده است. خیل عظیمی از افراد با تصور اینکه شکننده هستند، این نوع هذیان را به شایع ترین هذیان تاریخ تبدیل کرده است.
  6. دِراپِتومانیا : میل شدید به آزادی
    در سال ۱۸۵۱ ساموئل کارترایت، روانشناس آمریکایی، مقاله در مورد ۲ وضعیت آفریقایی-آمریکایی منتشر نمود.
    دِراپِتومانیا اختلالی بود که به موجب آن بردگان سیاه پوست به صورت مداوم دست به فرار می زدند. اصطلاح دِراپِتومانیا از زبان یونانی آمده و شامل دو جزء دِراپِتیس به معنای فراری و مانیا به معنای جنون می باشد. 

     

     

    پی نوشت:

    ۱- نام اصلی این اختلال  The Vapors می باشد که به دلیل نداشتن معادل صحیح فارسی مالیخولیا ترجمه شده است.

مترجم: تیم تخصصی سایک نیوز
منابع:
everydayhealth.com
en.wikipedia.org