با احساسات منفی چه کنم؟

با احساسات منفی چه کنم؟

احساس بد یا همان گونه که روانشناسان می گویند، احساسات منفی با الگوی احساس خوب ناشی از شادی متناقض است. احساسات منفی معمولاً آزار دهنده هستند و بسیاری از ما به دنبال اجتناب از تجربه آنها و یا انکار آنها هستیم.

تمامی احساسات، سیگنال هایی درونی هستند تا به برخی چیزها توجه کنیم. به این فکر کنید: ما بی هیچ دلیلی عصبی نمی شویم. ما زمانی که فردی حقوق ما را زیر پا بگذارد یا در کار ما دخالت می کند، عصبانی شده و بدین وسیله از خود محافظت و دفاع کنیم. اجداد تکاملی ما برای زنده ماندن به احساسات منفی خود تکیه می کردند. زمانی که دوستی با شمشیر خود در اطراف غار آنها به دنبال غذا می گشته، این احساسات همچون انگیزه ای به آنها کمک می کرده تا از خود مراقبت کنند. در دنیای مدرن ما، احساسات منفی همواره احساسات نامناسبی نیستند، آنها به ما کمک می کنند تا بر مشکلات پیش روی خود تمرکز کرده، عملکرد ما را تقویت کرده و دلسوزی را در ما افزایش می دهد.

اما همواره داشتن احساسات منفی نیز چندان جالب نیست. بسیاری از ما به قدری با احساسات منفی خود روبرو شده و درگیر هستیم که کارکرد مثبت در زندگی ما مختل شده است.

در اینجا ۴ طبقه اصلی ازاحساسات منفی و نکاتی که می تواند شما را در شناختن این احساسات راهنمایی کند بیان کرده ایم تا متوجه شوید که این احساسات مثبت بوده و به عنوان انگیزه شما برای عمل کردن کمک کننده خواهد بود و یا اینکه منفی بوده و باید با آن به شیوه ای دیگر برخورد کرد.

ترس

که می تواند بین غر زدن ناشی از نگرانی مربوط به پرداخت قبوض بوده و یا اینکه تمام وجود شما را فراگیرد، به طوری که آدرنالین موجود را کاهش داده و شما را تا لبه پرتگاه می کشاند. ترس به شما می گوید که خطر نزدیک است.

چه زمانی از آن استفاده کنید: کمی نگرانی می تواند سودآورباشد، به ویژه زمانی که برای از بین بردن آن به شما انگیزه می دهد. اگر در مورد مسئله ای که قرار است اتفاق بیفتند نگران هستید، اجازه دهید که این نگرانی تا حدی خود را نشان دهد. در بلند مدت این مسئله می تواند سبب افزایش اعتماد به نفس شما شود.

چه زمانی  استفاده از آن را محدود کنید: زمانی که می دانید این ترس یا اضطراب ناشی از آن به شما در برداشتن قدمی جدید کمک نخواهد کرد، همان زمانی است که باید استفاده از آن را محدود کنید. آرام سازی بدن با تمرینات و تمدد اعصاب یا مدیتیشن می تواند به شما کمک کنند. همچنین می توانید با دوست معتمد خود در این مورد صحبت کنید.

خشم

خشم چه در حد بسیار کم آن و چه زمانی که به حد اعلای آن می رسد، زمانی به وجود می آید که حقوق ما اشتباهاً مورد نقض یا تجاوز قرار گرفته باشد.

چه زمانی از آن استفاده کنید: اگر فردی کاری انجام داده که به شما آسیب رسانده، مانند زمانی که همسر شما در مورد خبر خوبی که شما برای بیان آن بسیار ذوق داشته اید، چندان تمرکزی ندارد، در مورد خشم خود کنجکاو شوید، به آن گوش بسپارید و علت آن را جویا شوید. در بسیاری از موارد برخورد با اطرافیان نزدیک و برقراری ارتباط تأثیر گذار و کنترل شده از طریق بیان احساسات به شیوه ای مناسب، مطلوب است.

چه زمانی  استفاده از آن را محدود کنید: مقصر دانستن دنیا برای مشکلاتی که برای شما پیش آمده راهی به سوی شادی نمی گشاید. اگر خشم شما بسیار گسترده شده و یا کنترلی بر روی آن ندارید، یا نمی توانید بر روی آن موقعیت که شما را خسته کرده تأثیری بگذارید – مانند زمانی که راننده ای راه شما را برای اینکه زودتر از شما به خروجی برسد سد می کند –  بهتر است این خشم را از بین ببرید.

می توانید این موقعیت را با تمرین مهربانی یا همدلی با دیگری جایگزین کنید. می توانید برای فردی کاری مناسب انجام دهید که انتظار آن را نداشته است، یا می توانید به این فکر کنید که چه انگیزه ای باعث شده تا فردی چنین کاری را انجام دهد که سبب آزار شما شود.

غم

عکس العملی که در مقابل از دست دادن آنچه که برای ما ارزش داشته نشان می دهیم، این حس را زمانی تجربه می کنیم که شخصی عزیز را انجام می دهیم یا مجبوریم تحولی در زندگی انجام دهیم که با گذشته ما متفاوت است.

چه زمانی از آن استفاده کنید: زمانی که چیزی را که برای شما مهم بود از دست میدهید، غمگینی می تواند به شما کمک کند تا کمی تأمل کرده و قدردانی کنید. زمانی که شخص، حیوان خانگی، دوره ای از زندگی یا شغلی را از دست می دهید، به احساسات اصیل خود گوش فرا دهید و این موقعیت را ثبت کنید. معنی را در آنچه که رخ داده بجویید و راهی را پیدا کنید که این معنی را به آینده خود نیز منتقل کنید.

چه زمانی  استفاده از آن را محدود کنید: زمانی که غمگینی عملکرد شما را مختل می کند، ممکن است افسردگی را تجربه کنید. اگرچه ورزش کردن و برقراری ارتباط با دیگران می تواند به شما کمک کنند، شاید شروع این فعالیت ها برای شما دشوار باشد. از قدم های کوچکی که قابل اجرا هستند شروع کنید، بر روی آنچه که سبب بهبودی حال شما می شود تمرکز کنید. اگر غم زیادی بر شانه شما سنگینی می کند به طوری که از انجام فعالیت های روزانه باز مانده اید، با فردی متخصص در حوزه سلامت روان مشورت کنید.

شرم

شرم، احساسی دردناک که با ما زندگی می کند، نشان دهنده ارزیابی است که از رفتار کاملا غلط خود داریم، و این فکر که به اندازه دیگر افراد خوب نیستیم.

چه زمانی از آن استفاده کنید: کمی احساس گناه موجه دقیقاً همان چیزی است که ما احتیاج داریم. این احساس به ما کمک می کند تا کارهای خود را دوباره ارزیابی کرده، رفتارهایی که ممکن است سبب آزار دیگران شده است تا از آنها عذرخواهی کرده و جبران کنیم. این حس را می توان به عنوان نشانه ای از اینکه آن موقعیت برای شما مهم بوده در نظر گرفت و تمام سعی خود را بکنید تا آن را حل کنید.

چه زمانی  استفاده از آن را محدود کنید: احساس ناامنی، عدم کفایت یا بدتر از آن بهترین شیوه برای از بین بردن خلقی خوب است. اگر توانایی ها و ارزش های خود را زیر سوال می برید یا به این نتیجه رسیده اید که چیزی در زندگی شما هست که شما را آزار می دهد، این احساس نمی تواند به شما کمک کند. بر توانایی ها و نقاط قوت خود تمرکز کنید تا بتوانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. کاری را انجام دهید که مطمئن هستید آن را به پیان خواهید رساند و به این ترتیب حسی مثبت را در خود تقویت کنید.

تیم تخصصی سایک نیوز

https://www.verywell.com/negative-emotions-use-them-or-lose-them-1717571

https://www.betterhealth.vic.gov.au/health/healthyliving/negative-emotions