همراه با شادروان استاد دکتر رضا زمانی

همراه با شادروان استاد دکتر رضا زمانی

   با یاد جاوید استاد دکتر رضا زمانی

دکتر شهریار شهیدی هستم، فارغ التحصیل روان شناسی در مقطع کارشناسی (پلی تکنیک لندن)، روان شناسی بالینی در مقطع کارشناسی ارشد (دانشگاه گیلفورد) و دکترا (دانشگاه UCL لندن). هم اکنون در سمت دانشیار در دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی تهران فعالیت می کنم. از سوابق پژوهشی خود می توانم به نگارش و چاپ مقاله و همچنین تألیف و ترجمه چندین جلد کتاب اشاره کنم، در بین این آثار می توانم از چاپ مقاله ای تحت عنوان “مقایسه اثربخشی درمان فرانظری و درمان شناختی رفتاری بر افزایش خودکارآمدی پرهیز در نوجوانان وابسته به مواد” در مجله علوم رفتاری (دوره ۷، شماره ۱، ۱۳۸۸) و تألیف کتاب “اصول و مبانی بهداشت روانی” (۱۳۸۷) نام ببرم.

در ادامه با مصاحبه سایک نیوز با دکتر شهریار شهیدی با موضوع شادروان استاد دکتر رضا زمانی، همراه شما هستیم:

 

1.چه خاطره یا سخنی از جناب دکتر زمانی در ذهن شما پررنگ تر باقی مانده است ؟ لطفا

برایمان بیان کنید.

من در سال 1374 جزو نخستین گروه هیئت علمی (غیر از گروه موسس) بودم که توسط دکتر میناکاری به دکتر شاملو معرفی شدم و به عضویت انجمن روانشناسی ایران در آمدم. در دومین هیئت مدیرۀ انجمن که دکتر شاملو رئیس و دکتر زمانی نایب رئیس بودند، افتخار عضویت داشتم و در سومین دورۀ هیئت مدیره که دکتر زمانی برای نخستین بار ریاست انجمن را بر عهده گرفتند، نایب رییس انجمن بودم.در نتیجه، به مدت چند سال همکاری تناتنگ با دکتر زمانی به عنوان معاون ایشان داشتم. دکتر زمانی که خود قبل از روانشناس شدن دورۀ آکادمیک حقوق را گذرانده بود، بدون هیچ ادعایی عملاً تمام کارهای حقوقی انجمن را یک تنه انجام می داد و نقش به سزایی در به ثبت رساندن انجمن روانشناسی ایران ایفا کرد و به دلیل همین آشنایی و تبحر در حقوق، با فروتنی کامل با “بدخواهان” و به اصطلاح “حاسدان رقیب” مبارزه می کرد. من چند بار برای ایشان و سایر همکاران تعریف کرده بودم که علاقۀ اصلی شخص خودم در نوجوانی به ادبیات و شعر بود و از “بد حادثه” به رشتۀ روانشناسی در حقیقت “به پناه آمده ام”. ولی در طول زمان عشق علاقه ام به روانشناسی شکل گرفت. دکتر زمانی می گفت که از بد حادثه به حقوق گرویده و عاقبت الامر علاقۀ واقعی خود را یافته و ادامۀ تحصیل را در رشتۀ روانشناسی داده است. یک روز گفت می دانید که من هم به شعر و ادبیات علاقۀ وافر دارم و با هم دقایقی در این خصوص صحبت کردیم. دانش ایشان در این حوزه واقعاً شگفت انگیز بود. یکی دو شعر هم از خودم برایشان خواندم. بعدها هر گاه صحبتی می شد، می گفتند فلانی چقدر خوب شد که من و تو رشتۀ خود را تغئیر دادیم وگر نه روانشناسی واقعاً مغبون می شد. من هرگز مطمئن نشدم که این سخن تعریف و تمجید بود یا چیز دیگری!

 

2.مهم ترین و  بزرگترین دغدغه های دکتر زمانی در خصوص جامعه کنونی روانشناسان و

آموزش رشته روانشناسی و رواندرمانگری چه بودند؟

من فکر می کنم دکتر زمانی یک روانشناس تجربی ناب بود. تبحر و تخصص ایشان روانشناسی محض بود.این حوزۀ مهم در روانشناسی پیش از انقلاب مجال رشد پیدا نکرد و عملاً پس از انقلاب مغفول ماند. به دلایل مختلف و شرایط کشور، روانشناسی کاربردی و آن هم تنها روانشناسی بالینی مورد قبول بود. در حالیکه اصالت و ماهیت علمی روانشناسی در آزمایشگاه و لابراتوارها در لایپزیگ آلمان و ماساچوست آمریکا تثبیت شده بود. دکتر زمانی که دانش آموختۀ دانشگاه مینه سوتا بود، گرایش و تمایل به شناخت علمی رفتار انسان داشت. در مصاحبه ای مه اخیراً با مجلۀ وزین “سپیدۀ دانایی” انجام داد گفت که به اعتقاد وی روانشناسی نصفه و نیمه در ایران پیاده شده است. این بدین معناست که چارچوب علم تجربی در ایران نادیده گرفته شده و دانشجویان ما تکنیسین بار می آیند به نظریه پرداز و عالم. از این رو هم در کلاس درس درس و هم در پژوهش بر این اصل تکیه داشت. از طرف دیگر دغدغۀ ایشان در خصوص حفظ شئونات و جایگاه علمی روانشناسی بسیار زیاد بود. فعالیت مستمر و موثر ایشان در سازمان های صنفی و علمی روانشناسی گواهی بر این ادعاست.

 

۳.چه ویژگی هایی در منش و شخصیت  آقای دکتر در نگاه شما برجسته تر بودند؟آیا ویژگی

شخصیتی خاصی بود که شماهم از آن تاثیر بگیرید؟

مهم ترین خصوصیت منش و شخصیت  دکتر زمانی فروتنی و صداقت ایشان بود. آن چه را می دانست و می توانست صادقانه و بی هیچ ادعایی در طبق اخلاص می نهاد و آن چه را نمی دانست یا نمی توانست انجام دهد، با شجاعت بیان می کرد. دیگر این که مردی مهربان و گشاده رو بود. در روابط خود با دانشجویان و همکاران با شفقت رفتار می کرد.مردی با ادب، مهربان و فروتن که در برخورد نخست هر مخاطبی را تحت تاثیر قرار می داد.

 

۴.به نظر شما چطور میشود در کشورمان روانشناسانی مثل آقای دکتر زمانی با وجهه مثبت

بین المللی داشت؟آیا این موضوع صرفا از استعداد ذاتی یک فرد حاصل میشود یا عوامل دیگری

هم تاثیر گذارند؟

به نظر من به طور کلی داشتن هوش فرهنگی بالا مهم ترین خصلت یک فرد برای حضور در عرصۀ بین المللی است. این هوش فرهنگی الزاماً نیاز به  آموزش دارد. می گویند روزی رشید یاسمی از ادوارد براون مستشرق شهیر انگلیسی پرسید: “چگونه است که  این همه مستشرق به نام و مشهور در جهان هست ولی یک نفر که در خصوص تاریخ و ادبیات مغرب زمین متخصص باشد، به عبارتی “مستغرب” نداریم؟” پاسخ براون پاسخی متفاوت از آن چه انتظار می رفت بود. معمولاً سخن از قبول نداشتن غربیان مشرقیان را یا وجود استعمار و غیره به میان می آید اما براون چنین پاسخ داد که “هر مشرقی که من دیدم وارد فرهنگ و جامعۀ غرب شد، چنان تحت تاثیر قرار گرفت که فرهنگ و هویت خویش را فراموش کرد: زاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را فراموش کرد! و به قولی “مفرنگ” یا فرنگی مآب شد. فردی با هوش فرهنگی بالا ضمن آگاهی دقیق و دست اول از آداب و فرهنگ و ادبیات بیگانه، کاملاً بر فرهنگ و ادبیات خودی نیز مسلط و آگاه است و نسبت به هر دو با ذهنی باز و عاری از آلودگی های ذهنی برخورد می کند. من فکر می کنم دکتر زمانی از لحاظ خانوادگی و فرهنگی از اصالت و بنیانی قوی برخوردار بود تجربۀ علمی او در آمریکا او را پرمایه تر، اصیل تر و انسان تر کرد. از این رو توانست با قدرت تمام علیرغم مظالم فرهنگی موجود روابط سالم علمی بین المللی را پیگیری و به ثمر برساند. اگر جو سیاسی و فرهنگی جامعۀ ما اجازه می داد، این ثمرات از حوزۀ شخصی می توانست فراتر رود.

 

۵. تاثیر دکتر زمانی بر ارتقای دانش روانشناسی در کشور چه بوده و کدامیک از آثار ایشون

ماندگارترند؟

مرحوم دکتر زمانی یکی از پیشکسوتان بی ادعا در حوزۀ روانشناسی بود و نقش به سزایی در کنار بزرگان این رشته برای ارتقاء علم روانشناسی ایفا کرد. این در برهه ای از زمان بود که روانشناسی و روانشناسان در میان اقشار مردم و سیاست پیشگان و قانون گزاران از اهمیت کافی برخوردار نبودند. من فکر می کنم بیشتر از آثار علمی که از دکتر زمانی به جای مانده، فعالیت مستمر، مشفقانه و دلسوزانۀ ایشان در دانشگاه و فعالیت های صنفی و علمی ایشان بود. اگر بخواهم از آثار تاثیر گذار ایشان بگویم. دو اثر ارزشمند ایشان برجسته تر از سایر اثار ایشان به نظرم می رسد: ترجمۀ زمینۀ روانشناسی هیلگارد که زیر ساختی موثر برای آموزش اصول علمی رشتۀ روانشناسی بود. و مجلۀ پژوهش های روانشناختی که دکتر زمانی هم سردبیر و هم مدیر مسئول آن بود و به حق در سالهایی که فقر نشریات علمی روانشناسی در کشور بیداد می کرد، همچون ستاره ای روشن و درخشان به علم روانشناسی رونق و آبرو بخشید. دکتر رضا زمانی “خورشیدی بود در پسِ ابرهای فروتنی.” جایش در میان خانوادۀ بزرگ روانشناسان خالیست.

  • شهریار شهیدی
  • استاد روانشناسی دانشگاه بهشتی تهران
  • 26 خرداد 1402

 

telegram2 files