طرحواره محرومیت هیجانی

طرحواره محرومیت هیجانی

طرحواره محرومیت هیجانی

نمود معمولی طرحواره

این طرحواره در بین طرحواره های دیگر بسیار معمول تر است و ما روانشناسان با آن بسیار سر و کار داریم، اگرچه مراجعین معمولاً متوجه این امر نیستند که این طرحواره را  دارند. مراجعین با این طرحواره معمولاً زمانی که احساس تنهایی، تلخی یا افسردگی دارند، اما علت آن را نمی دانند، یا با علائمی ناشناس و مبهم که درنهایت به این طرحواره مرتبط می شود، در جستجوی درمان می باشند. این مراجعین توقع ندارند که دیگران – که شامل درمانگرشان نیز می شود – آنها را درک کرده و یا مراقبت کنند. آنها از نظر هیجانی احساس محرومیت می کنند، و ممکن است احساس کنند که به اندازه کافی مورد محبت، توجه یا احساسات عمیق ابراز شده قرار نمی گیرند. آنها احساس می کنند که کسی وجود ندارد که پشیبانی و حمایت لازم را در اختیار آنها قرار دهد. این مراجعین ممکن است دچار سوء تفاهم بوده و در جهان تنها بوده باشند. احتمال دارد که احساس شکست در عشق، تهی بودن یا ناپدید بودن داشته باشند.

سه نوع محرومیت وجود دارد:

  1. محرومیت از محبت که در آن مراجعین احساس می کنند که کسی وجود ندارد آنها را در آغوش بگیرد، به آنها توجه کند یا محبت فیزیکی به آنها داشته باشد.
  2. محرومیت از همدلی که در آن فرد احساس می کند کسی وجود ندارد که به او گوش داده یا سعی کند تا او را درک کرده و بشناسد.
  3. محرومیت از حفاظت که در آن فرد احساس می کند کسی وجود ندارد که از او مراقبت یا راهنمایی کند (حتی زمانی که آنها نسبت به دیگران بسیار مراقبت کننده و راهنما هستند).

طرح واره محرومیت هیجانی معمولاً با طرح واره از خودگذشتگی ارتباط دارد. بسیاری از مراجعینی که طرح واره از خود گذشته دارند نیز از نظر هیجانی محروم هستند.

رفتارهای معمولی که از جانب این مراجعین نشان داده می شود شامل این می شود که نیازهای عاطفی خود نسبت به دیگران را بیان نمی کنند، نیاز به عشق و آسایش خود را ابراز نمی کنند، سؤالات فراوانی از دیگران پرسیده اما در مورد خود کمتر صحبت می کنند، بیشتر از آنچه که هستند خود را قوی نشان می دهند، و از طرف دیگر با نشان ندادن نیازهای عاطفی خود، محرومیت خود را تقویت می کنند؛ چرا که این مراجعین توقع پشتیبانی عاطفی ندارند، و بنابراین به دنبال آن نیز نیستند و به همین دلیل آن را دریافت نمی کنند (و محروم تر می شوند).

تمایل دیگر مراجعین با طرحواره محرومیت هیجانی انتخاب افرادی است که نمی خواهند یا نمی توانند از نظر عاطفی نیاز آنها را ارضا کنند. آنها معمولاً افرادی سرد، کناره گیر، خودخواه یا نیازمند را انتخاب کرده و در نتیجه از نظر هیجانی بیشتر محروم می شوند. در این حال، مراجعین اجتنابی بیشتر تنها می شوند. آنها از روابط صمیمی اجتناب کرده چرا که انتظار پاسخ دهی هیجانی از آنها در هیچ حالتی را ندارند. بنابراین یا در روابط خود فاصله عاطفی را حفظ کرده و یا به طور کلی از برقراری رابطه دوری می کنند.

افرادی با این طرحواره به جبران محرومیت هیجانی خود، بیش از حد تقاضا داشته و زمانی که نیازهایشان ارضا نمی شود خشمگین می شوند. این مراجعین برخی مواقع خودشیفته می باشند. آنها در کودکی رها شده و یا محروم بوده اند و بنابراین به خود حق می دهند تا به دنبال ارضای نیازهای خود باشند. آنها معتقدند باید برای رسیدن به خواسته های خود مصمم بوده تا به آنچه می خواهند برسند. تعداد کمی از مراجعین با طرحواره محرومیت هیجانی به راه های دیگری در دوران کودکی خود رها شده اند. آنها با دریافت کالاهای مادی لوس بار می آمده اند. از قوانین رفتاری عادی پیروی نمی کرده یا به دلیل داشتن استعداد خدادادی تشویق می شده اند اما عشق واقعی را دریافت نکرده اند.

تمایل بخش دیگری از این مراجعین به این است که بسیار نیازمند جلوه کنند. برخی از آنها آنچنان نیازها و خوسته های خود را طلب می کنند که عنوان چسبنده یا درمانده و در برخی موارد نمایشی به آنها اختصاص می دهند. ممکن است شکایت های فیزیکی داشته – علائم روان تنی –  با این هدف که توجه افراد را به خود جلب کرده و کنترل آنها را دست گیرند (اگرچه این رفتار آنها معمولا به صورت ناخودآگاه صورت می گیرد).

این افراد انتظار ندارند که تمایل آنها برای برقراری رابطه هیجانی با دیگران به طور کافی ارضا شود. به طور خلاصه آنها یا از طریق تسلیم، انتخاب همسری که محرومیت هیجانی دارد و بیان نکردن خواسته هایش. انتخاب همسری که سرد و بی عاطفه است. ارتباط سرد با افراد مهم زندگی؛ عدم تشویق دیگران به خاطر ابراز محبت، یا با اجتناب، اجتناب از روابط صمیمانه با دیگران و یا از طریق جبران افراطی، برآورده ساختن نیازها و انتظارات هیجانی همسر و دوستان صمیمی و توقع غیر واقع بینانه که دیگران باید تمام نیازهای او را بر آورده کنند، به مقابله با این طرحواره می پردازند.

اهداف درمانی

یکی از اصلی ترین اهداف درمانی آگاه کردن این افراد از نیازهای هیجانی خود است. ممکن است ارضا نشدن نیازهایشان آنچنان عادی جلوه کند که حتی متوجه نباشند که مشکلی وجود دارد. یکی دیگر از اهداف درمانی پذیرش عادی و طبیعی بودن این نیازهای هیجانی است. هر کودکی نیاز به تربیت، همدلی و مراقبت دارد و به عنوان فردی بزرگسال، ما همچنان این نیازها را داریم. اگر مراجعین بیاموزند که افراد اطراف خود را به چه شیوه ای انتخاب کرده و چگونه به بهترین نحو نیازهای خود را بیان کنند، آنگاه افراد دیگر نیز پاسخ هیجانات آنها را به شیوه ای صحیح خواهند داد.

http://healingschemas.tumblr.com

http://farmani-saeid.persianblog.ir

تیم تخصصی سایک نیوز