زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت دوم

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت دوم

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی

متن ویدئو:

دکتر لفان: رفتار چه کسی رو می تونیم کنترل کنیم؟ جیم؟

جیم: خیلی ساده است. مطمئنا ً من نمی تونم رفتار اون رو کنترل کنم.

دکتر لفان: متأسفم که اینطوری می گم اما این چیزی نبود که پرسیدم. من نپرسیدم رفتار چه کسی رو نمی تونی کنترل کنی. پرسیدم رفتار چه کسی رو می تونی کنترل کنی.

بی: اگه می تونستم رفتار اون رو کنترل کنم که اینجا نبودم. من نمی تونم برای همین اینجام.

دکتر لفان: خواهش می کنم. این یک سؤال ساده است. هر کدوم از شما رفتار چه کسی رو می تونه کنترل کنه؟

بی: باشه، من فهمیدم شما دنبال چی هستین. من رفتار خودم رو می تونم کنترل کنم. زندگی کردن با این چه فایده ای داره؟

جیم: باشه، منم فهمیدم که می تونم فقط رفتار خودم رو کنترل کنم.

متوجه می شوید که هر دو، چگونه همسر خود را منبع تمامی مشکلات در نظر می گیرد. از آنجایی که طبق نظریه انتخاب تنها رفتاری که می توانیم تحت کنترل در آوریم، رفتار خود ما می باشد، مشاور باید این مسئله را برای آنها روشن کند، به همین دلیل باید بسیار دقیق و نکته بین بود.

هر زوج درمانی که اجازه دهد یک طرف فرد مقابل را مقصر جلوه دهد، به رابطه تأهل آسیب می زند. واقعیت درمانگران تا جایی که امکان دارد، باید با احترام برخورد کنند اما در عین حال قاطع باشند.

سؤال بعدی به زوج این فرصت را می دهد تا برای مدتی کوتاه طرف مقابل را مقصر جلوه دهد.بسیار  مهم است که زوجین تفاوتی که بعدها با استفاده از تئوری انتخاب در ازدواجشان رخ می دهد را متوجه شوند.

دکتر لفان: بسیار عالی، شما متوجه هدف من شدید. شما فقط می توانید آنچه را که خود انجام می دهید کنترل کنید نه آنچه را که دیگران انجام می دهند. سؤال بعدی فرصتی را به شما می دهد تا احساسات خود را بروز دهید. هیچ عجله ای نیست. سؤال سوم این است که هر کدام از شما فکر می کند مشکل این رابطه چیست.

بی: اون! من قبلاً هم به شما گفتم که اون یه رابطه دیگه داشته. من نمی تونم این و تحمل کنم. اون این و انکار نمی کنه اما در مورش حرف نمی زنه. می گه تموم شده. چطوری می تونم بفهمم که تموم شده؟ از زمانی که فهمیدم چی کار کرده نمی تونم چیزهایی که می گه رو باور کنم. مثل این می مونه که آخر ازدواج ما اتفاق افتاده. من می خوام که در موردش حرف بزنه نه اینکه فقط قبول کنه که این کار و انجام داده. شاید اگه درموردش حرف بزنه منم بتونم تمومش کنم. عین اینه که دارم با کسی زندگی می کنم که اصلاً براش مهم نیست که من چه احساسی دارم.

جیم: فکر می کنی من چه احساسی دارم؟ من انکار نکردم، چند بار اتفاق افتاده و الان تموم شده. چرا تکرار مکررات داشته باشیم؟ کار افتخار آمیزی نیست. اون فکر می کنه من بیشتر دارم همه چیز و می پوشونم. من واقعیت رو بهش گفتم اما اون راضی نمیشه. دکتر به من بگو چطوری آدما تو دنیا با این مسئله کنار میان؟

دکتر لفان: مسئله دیگه ای هم وجود داره؟ یا تنها مسئله همینه؟

جیم: راستش نمی تونم بگم ازدواج ما فوق العاده بوده اما می تونم بگم ازدواج خوبی داشتیم. مهم نیست که چی کار کردم اما هیچ وقت از دوست داشتن همسرم دست برنداشتم. الان همه چیز تغییر کرده. دکتر من بهتون بگم که هیچی بیشتر از اون چیزی که الان گفتم بهش نمی گم، اما اون همش می خواهد همه چیز رو تکرار کنم.

بی: حالا می فهمین مشکل کجاست؟ اون یه کار اشتباهی انجام داده و در موردش حرف نمی زنه. من دلم می خواد بدونم کی بوده، چه زمانی بوده، کجا بوده، اون معشوقه کجاست، شاید تلفنش و نیاز داشته باشم که بهش زنگ بزنم. چون این در موردش حرف نمی زنه دوست دارم داستان رو از طرف معشوقه اش بشنوم. اینکه میگه: تموم شده! کافی نیست. تو ذهن من تموم نشده، من نمی تونم اینطوری باهاش زندگی کنم.

شما در اینجا می بینید که چگونه هر دو طرف به دنبال این هستند که مشاور را در تیم خود قرار دهند. اگر مشاور ساختار جلسات را حفظ کند آنها قادر نخواهند بود این یارگزینی را ادامه دهند. بعد از اینکه جیم با شرمساری به همسرش نگاه می کرد و حرف هایش را می شنید. او هیچی نگفت.

دکتر لفان: بسیار خب، فکر می کنم هر دو شما سؤال شماره سه را کامل جواب دادید. آیا برای سؤال بعدی آمادگی دارید؟

بی: منظورت چیه از اینکه می گی ما به سؤال ها به طور کامل جواب دادیم؟ گفته شما مثل زمانیه که یک مرد به یک مرد دیگه برای اینکه اون رو قانع کنه می گه. تو چه جور مشاوری هستی؟ به نظرم اصلاً نمی دونی که داری چی کار می کنی. تو در مورد احساسات من نمی پرسی و نمی خوای بدونی که چطوری دارم عذاب می کشم. اصلاً ما اینجا چی کار می کنیم؟

این رفتار بی، تلاشی دیگر در جهت این است که مشاور او را محق دانسته و در تیم او قرار گیرد. با هیچ کدام از آنها تیم نسازید. اگر این کار را انجام دهید طرف مقابل بیشتر به جلسات بی میل خواهد شد. چیزی که شما دقیقاً از آن اجتناب می کنید. طرف کسی را نگیرید، بلکه طرف رابطه تأهلی آنها را بگیرید.

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت اول

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت سوم

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت چهارم

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت پنجم

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت ششم

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت هفتم

زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی: قسمت دوم
3.8 از 5 رای
telegram2 files

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *