چطور از احساس بی ارزش بودن در زندگی خلاص شویم؟

چطور از احساس بی ارزش بودن در زندگی خلاص شویم؟

همه ما در دوران بزرگسالی خود در ارتباط با دیگران و جنبه‌های مهم زندگی با تله های  ناخوشایندی برخورد می‌کنیم که مانع احساس لذت ما از زندگی و روابط می‌شود. تله هایی که بیشتر از همه در هنگام شکست و ناکامی ها خود را نشان می دهد.یکی از این تله های ناخوشایند زندگی تله “بی ارزشی”در زندگی است.وقتی فرد دچار تله بی ارزشی است احساس می کند که در مهمترین جنبه های شخصیتی اش انسانی نامطلوب، بد، حقیر و بی ارزش است یا اینکه در نظر افراد مهم زندگی اش فردی منفور و نامطلوب به حساب می آید و حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد، طرد و سرزنش دارد و همیشه مقایسه های نابجا، احساس نا امنی در حضور دیگران و حس شرمندگی در ارتباط با عیب ها و نقص های درونی او را احاطه می کند.

تله بی ارزشی چیست و چه نشانه هایی دارد ؟

 

“مریم سی سال دارد،دارای تحصیلات و کار خوب و ظاهر مناسب می باشد اما همیشه خودش را در موقعیت های زندگی به خصوص ارتباط با دیگران دست کم می گیرد و مدام به این موضوع فکر می کند که چرا دیگران باید او را دوست داشته باشند و لایق عشق و محبت دیگران نیست و  همین احساس بی ارزشی اش باعث شده در روابط اش با دیگران همیشه دچار مشکل است،چون فکر می کند که رابطه خوب و صمیمانه و موقعیت شغلی بالاتر سهم دیگران است و نه او”.

 

وقتی که ما دچار احساس بی ارزشی در زندگی هستیم بیشترین احساسی که با ما همراه می شود،شرمساری است. شرمساری همان احساسی است که به محض برملا شدن عیب ها وایرادها بروز پیدا می کند.احساس بی ارزشی چندان برای دیگران قابل مشاهده نیست و ماهیت درونی و خصوصی دارد. شما احساس می کنید لیاقت عشق و محبت کسی را ندارید. اگرچه احساس بی ارزشی بسیار فراگیر است،اما شناسایی و تشخیص آن کار سختی است به این دلیل که از یک سو عیب ها و ایرادها درونی هستند و از سوی دیگر شما نیز تمام تلاش تان بر این است که عیب ها و ایرادها برملا نشود. این نشانه های زیر به شما کمک می کند تا تله بی ارزشی را در زندگی خود تشخیص دهید:

 

۱-اگر همسرتان به شما احترام بگذارد او را مورد انتقاد قرار می دهید. با این کار به عواطف عاشقانه زندگی تان مجال بروز نمی دهید. انگار با رفتارهای خود به همسرتان می فهمانید که لیاقت عشق و محبت را ندارید.

 

۲-خود واقعی تان را پنهان می کنید. به همین دلیل هیچ گاه احساس نمی کنید که همسرتان شما را می شناسد و درک می کند.

 

۳-مدام به شیوه ای نامنصفانه خودتان را با دیگران مقایسه می کنید. به همین دلیل احساس حقارت و حسادت یک آن شما را رها  نمی کند.

 

۴-اگرچه دیگران به شما اهمیت می دهند و احترام می گذارد اما شما مدام از آنها تقاضای حمایت می کنید و می خواهید مطمئن شوید که دوست تان دارند.

 

۵-با دیگران چنان رفتار می کنید که آنها به خودشان اجازه می دهند از شما ایراد بگیرند،تحقیرتان کنند و با شما بدرفتاری کنند.

 

۶-اگر کسی از شما انتقاد درستی کند،سخت به موضع دفاعی می روید و در برابر فرد انتقادگر حالت خصمانه می گیرید.

 

۷-از فرزندان خود به شدت انتقاد می کنید.

 

۸-اگر موفقیتی نصیب شما شود خودتان را لایق این موفقیت نمی دانید. اگر هم نتوانید موفقیتی کسب کنید شدیدا عصبانی می شوید.

 

۹-در برابر مشکلات زندگی و مشکلات ارتباطی سخت ناامید می شوید و به دام افسردگی می افتید.

 

۱۰-وقتی در جمع صحبت می کنید به شدت مضطرب می شوید.

 

زمانی که دچار احساس بی ارزشی هستیم چطور واکنش نشان می دهیم؟

 

افرادی که احساس بی ارزشی در زندگی دارند برای مقابله با این مشکل دست به دامن شیوه های متفاوتی می شوند. برخی اعتماد به نفس خود را از دست می دهند یعنی تسلیم اوضاع پیش آمده می شوند.برخی ظاهری طبیعی و موجه دارند و به نوعی از این مسئله فرار می کنند و برخی چنان رفتار می کنند که انگار اصلا دچار احساس بی ارزشی نیستند و ظاهری بسیار عالی، قوی و آسیب ناپذیر دارند.البته لازم است ذکر شود انتخاب این روش های مواجهه با مسائل به صورت ناخودآگاه است و فرد از انتخاب آن آگاهی ندارد. مثلا وقتی که ما تسلیم تله بی ارزشی می شویم دوستان انتقادگر و طرد کننده انتخاب می کنیم، خودمان را تحقیر می کنیم و در موقعیت هایی که زیر دست و فرمانبر باشیم قرار می گیریم.اما اگر بخواهیم از تله ناخوشایند بی ارزشی اجتناب کنیم احساسات و افکار واقعی خودمان را بیان نمی کنیم و اجازه نمی دهیم دیگران به ما نزدیک شوند تا مبادا به عیب و نقص های ما پی ببرند و واکنش سوم به تله بی ارزشی زمانی است که خود ما واکنش های افراطی از قبیل انتقاد و طرد دیگران را انجام می دهیم به گونه ای که انگار خود ما هیچگونه عیب و ایرادی نداریم و رفتاری انتقادگرایانه یا برتری طلبانه نسبت به دیگران انجام می دهیم تا خودمان را بی نقص جلوه بدهیم.

احساس بی ارزشی در زندگی و افسردگی

 

اکثر افرادی که دچار احساس بی ارزشی در زندگی هستند نقابی بر چهره دارند تا از بروز حس آسیب پذیری خودداری می کنند،زیرا به محض بروز آسیب پذیری ها دچار خودبیزاری و شرمساری می شوند. افرادی که این احساس را دارند سعی می کنند خودشان را از حس بی ارزشی  بی خبر نگه دارند. این ناآگاهی از حس بی ارزشی درونی باعث می شودکه این افراد به دام مشکلات ارتباطی و افسردگی بیفتند. معمولا افسردگی و مشکلات ارتباطی باعث می شوند که این افراد برای درمان مراجعه کنند.

 

ریشه های شکل گیری تله زندگی بی ارزشی در کجاست؟

 

بسیاری از تله ها و مشکلاتی که در ما در بزرگسالی با آنها مواجه هستیم ریشه در دوران کودکی و  و واکنش هایی است که والدین با فرزندان خود دارند. اگر در دوران کودکی احساس کنید که به شما احترام گذاشته نمی شود یا کسی شما را دوست ندارد تله بی ارزشی در ذهن شما نقش می بندد. ممکن است بارها و بارها یکی از والدین یا هردوی آنها شما را طرد کنند یا به شما ایراد بگیرند.شما از سوی والدین طرد می شوید، به شما محبت نمی کنند،یا شما را دست کم می گیرند. و اعتقاد پیدا می کنید که وجود شما برازنده ی همین طردها و بی اعتنایی ها است. در دوران کودکی به دلیل رفتارهای والدین سرزنش می شدید. تمام سرنوشت ناخوشایند و غم انگیز خود را به بی لیاقتی و کمبودهای خودتان ربط می دهید. به همین دلیل شاید از رفتار دیگران عصبانی نیستید،بلکه از رفتارهای خودتان شرمسار و ناراحت می شوید.ممکن است حس شرمساری در دوران کودکی شما را احاطه کند و بر شما سیطره بیندارد. هر زمان که در معرض برملا شدن عیب ها و نقص های خود قرار گرفته اید حس شرمساری به سراغ شما آمده است. حس شرمساری فقط مربوط به مسایل ظاهری و پیش پا افتاده نبوده است. بلکه شخصیت و هویت شما را عمیقا درگیر کرده است .

 

انواع خانواده های آسیب رسان گفته شده در زیر باعث می شود ریشه شکل گیری این تله در زندگی خود را بشناسید.البته این به این معنا نیست که با شناختن نوع خانواده آسیب رسان خود از آنها دوری کنید و یا آنها را مورد خشم و غضب خود قرار دهید،بلکه هدف بیشتر نوعی آگاهی نسبت به رفتارهای نادرست خود است تا ما آنها را در قبال دیگران و مخصوصا با فرزندان خود تکرار نکنیم.

 

۱-یکی از اعضای خانواده تان سخت انتقادگر بوده است یا شما را مواخذه می کرده است.

 

۲-والدین مدام شما را ناامید و سرخورده می کرده اند.

 

۳-از طرف پدر یا مادر و یا هردوی آنها طرد شده اید و والدین محبت شان را از شما دریغ کرده اند.

 

۴-یکی از اعضای خانواده از نظر جسمی یا عاطفی با شما بدرفتاری کرده است.

 

۵-در خانواده تمام اشتباهات به گردن شما انداخته شده است.

 

۶-والدین دائم به شما می گفته اند که بی ارزش و نالایق هستید و به درد هیچ کاری نمی خورید.

 

۷-بارها نامنصفانه با برادران و خواهران خود مقایسه شده اید و والدین آنها را به شما ترجیح داده اند.

 

۸-یکی از والدین عطای زندگی زناشویی را به لقای آن بخشیده است و شما خودتان را مقصر می دانید و سرزنش می کنید.

 

در چه موقعیت هایی بیشتر در تله بی ارزشی گرفتار می شویم ؟

 

رابطه با همسر صمیمانه ترین روابط محسوب می شوند. به همین دلیل خود دروغین  شما بیشترین دردسر را در این روابط متحمل می شود. با پنهان سازی خود واقعی هیچ گاه متوجه نمی شوید که همسرتان شما را از صمیم قلبش دوست دارد. از آنجا که صداقت ندارید خویشتن واقعی تان روز به روز بی ارزش تر می گردد. شاید از این مساله وحشت دارید که دیر یا زود مشت شما باز می شود و همسرتان به شخصیت بی ارزش درونی شما پی ببرد.

 

غیر از ارتباط با همسر در موقعیت هایی همچون موارد زیر امکان اینکه احساس بی ارزش بودن بکنید بالاست:

 

-زمانی که احساس ناامنی، بی کفایتی و یا طردشدگی می کنید.

 

-زمانی که خودتان را دست کم می گیرید.

 

-زمانی که به دیگران حسادت می کنید.

 

-زمانی که به بی احترامی ها و تحقیرهای دیگران حساسیت به خرج می دهید.

 

-زمانی که در برابر ایرادهای دیگران از خودتان دفاع می کنید.

 

-زمانی که به خودتان اجازه می دهید دیگران به شما بی احترامی کنند.

 

-زمانی که اعتقاد داشته باشید که تحمل انتقادهای دیگران کاری سخت است و حتی یک انتقاد کوچک نیز شما را سخت گرفتار شرمساری می کند.

 

-زمانی که برای فرار از تله بی ارزشی منکر اشتباهات خود می شوید یا سخت از درستی کارها و تصمیم های خود دفاع کنید،چون می دانید هرگونه برملا شدن عیب و ایراد باعث شرمساری شدیدی در شما می شود بنابراین از اشتباهات و ایرادهای خود به شدت دفاع می کنید. تله بی ارزشی نمی گذارد شما انتقادپذیر باشید. انتقادناپذیری می تواند مشکلی جدی محسوب گردد.

 

چطور تله بی ارزشی را در دوران نامزدی تشخیص دهیم؟

 

۱-شما و نامزدتان علاقه چندانی به دیدن همدیگر ندارید.

 

۲-دوست دارید که روابط شما کوتاه مدت و همراه با عشق شور انگیز باشد یا همواره با چند نفر رابطه دارید تا مبادا اگر یکی شما را ترک کند،خیال تان جمع باشد که افراد دیگری در دسترس تان هستند.

 

۳-جذب افراد ایرادگیر می شوید که مدام شما را تحقیر می کنند.

 

۴-جذب کسانی می شوید که از نظر جسمی و هیجانی با شما بدرفتاری می کنند.

 

۵-به افرادی تمایل دارید که علاقه چندانی به شما ندارند،ولی شما کماکان در این خیال باطل به سر می برید که محبت این افراد را جذب کنید.

 

۶-شما به دنبال زیباترین و جذاب ترین فرد می گردید،حتی زمانی که می دانید گل بی خار وجود ندارد.

 

۷-شما به رابطه با کسی تن می دهید که تحقیرتان می کند،از شما سوءاستفاده می کند یا شما را آدم حساب نمی کند.

 

مراحل تغییر تله بی ارزشی در زندگی چیست؟

 

۱-احساس های بی ارزشی و شرمساری دوران کودکی را درک کنید.کودک آسیب دیده درون خود را حس کنید.

 

۲-فهرستی از شیوه های مقابله خود با مسائل زندگی مثل (تسلیم،فرار و حمله)برای کنار آمدن با تله بی ارزشی در زندگی را بنویسید.

 

۳-تلاش کنید دست از رفتارهای مقابله ای ناسالم مثل فرار یا حمله بردارید.

 

۴-احساس های شرم و بی ارزشی را در رفتارهای روزمره زندگی خود زیرنظر بگیرید.

 

۵-نقاط قوت و ضعف خود در دوران کودکی و دوران فعلی را بنویسید.

 

۶-نقاط ضعف فعلی خود را به طور جدی ارزیابی کنید و مهارت مقابله با آنها را یاد بگیرید.

 

۷-برای تغییر نقاط ضعف تغییر پذیر،برنامه ریزی کنید.

 

۸-نامه ای به والد یا والدین سرزنش گر خود که باعث به وجود آوردن احساس بی ارزشی در شما شده اند بنویسید(نیازی به ارسال نامه نیست،بلکه هدف نوشتن احساس ناخوشایند خود نسبت به والدین است).

 

۹-تلاش کنید در روابط صمیمی خود صادق باشید و سعی در پوشاندن عیب و نقص خود نکنید.

 

۱۰-عشق و محبت افراد نزدیک خود را بپذیرید و با بدبینی آنها را از خود طرد نکنید.

 

۱۱-اجازه ندهید دیگران به رفتارهای توهین آمیز و نامحترمانه با شما ادامه دهند.

 

۱۲-اگر در روابط خود به طرف مقابل ایراد می گیرید و سرزنش می کنید،دست از این کار بردارید.

منبع : سپیده دانایی

8 دیدگاه

  1. خیلی مطلب مفیدی بود و باعث شد خیلی گریه کنم…
    ولی من نمیدونم نقطه ضعف الان و کودکیم چی بوده و چی هست نمیدونم ایراد کارم کجاست

  2. دست تان درد نکند مطالب مفیدی است اما می توان گفت: هر کسی از ظن خود شد یار ما یعنی این که در مواردی از تجربه های شخصی کمک می گیریم که ممکن است قابل تعمیم به دیگران نباشد و در مواردی نیز احساس ارزش مندی و احساس بی ارزشی ویژگی های مشترکی دارند. مثلا نقد ناپذیری ممکن است ناشی از احساس فقدان ارزش یا ناشی از احساس عزت نفس و ارزش مندی افراطی باشد… موفق باشید

  3. مطلب مفیدی بود- سپاسگذارم
    امیدوارم بتونم اجراش کنم و از شر این حس بد خلاص شم
    فکر میکنم نوشتن نامه خیلی کمک کننده باشه
    بازهم ممنون از مطلب خوبتون

  4. من که همیشه گرفتارشم وقت و بی وقت چیکار کنم طوریم که نه به مسائل معنوی نه به مسائل دنیویم میرسم حتی در روابطم هم همینطوریم با هیچ کس دوست نیستم خیلی تنهام و در زندگی زناشوییم همین مشکل هست

  5. سلام
    دوستان هم حس عزیز! باورم نشد که امروز ۴٫ ۴ ۹۷ افرادی مشابه من وجود دارند و بنوعی همهء ما انگار از یک بلندگو حرف دلمون رو میگیم.
    من حدس میزنم دلایلی که عامل احساس بی ارزشی در من هستند مربوط به :
    بدن_ رفتار_ موقعیت اجتماعی_قدرت مالی
    من هستند. بعضی از اینها متصل به بچگی و نوجوانی و بعضی متصل به اوضاع حاضر … هست.
    بزرگترین سوال من چیزیه که خواهش میکنم هرکدام از دوستان همدرد و نیز استادان نظرشون رو بفرمایند
    این که :
    اولا من چه رفتاری انجام میدم که واکنش افراد از حالت محترمانه به تحقیرآمیز و سرزنش گر تبدیل میشه؟
    ثانیا یک مورد مسخره هم در رفتار من هست که افراد شروع میکنند به “خمیازه کشیدن ! ” به حدی که کم مونده فک شون دربیاد و چون این اتفاق در مورد اکثر معاشرین من تکرار میشه احتمال کم خوابی طرف وجود نداره بلکه رفتار من کسالت آور و خسته کننده هست.
    ثالثا درمیان همه افراد ناراضی از معاشرت بامن افرادی هستند که ابدا کسل یا خسته نمیشن و معاشرت خوش آیندمون ادامه پیدا میکنه.
    سپاسگزارم

  6. سلام
    وقتی که دیگران ما رو به خاطر چهره یا اسم یا هر چیز ظاهری دیگر که دست خودمون نیست مسخره و تحقیر میکنند باید در اینجور مواقع چکار کنیم؟

  7. سلام من ۲۳ سالمه با پدر و مادرم زندگی میکنم ولی از اونا بدم اومده اصلا از من حرفام گوش نمیکنن احساس بدبختی و حس خودکشی دارم لطفا راهنمایی کنید

  8. مطلب بسیار خوبی بود سپاسگزارم
    باور دردناکیه … برخورد های نادرست در دوران کودکیم باعث بوجود اومدن شخصیتی شده که علیرغم موقعیت اجتماعی خوب، خودش رو لایق هیچی نمیدونه و همیشه از دست خودش عصبانیه. وقتی دیگران میگن چقدر روم حساب میکنن اصلا باورنمیکنم در مورد من حرف میزنن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *