استرس و اضطراب خود دارای دو نوع خوب و بد است که در افراد مختلف اشکال گوناگونی دارد.

استرس و اضطراب خود دارای دو نوع خوب و بد است که در افراد مختلف اشکال گوناگونی دارد.

 

لرستان یک روانپزشک گفت: استرس و اضطراب خود دارای دو نوع خوب و بد است که در افراد مختلف اشکال گوناگونی دارد.

مسلم سیاهپوش منفرد  اظهار کرد: استرس و اضطراب منشا بسیاری از مشکلات روحی و جسمی است که کمتر کسی این روزها از شر آن در امان است.

وی با اشاره به اینکه روانپزشکان زود نگران شدن را اضطراب می‌نامند، عنوان کرد: افرادی که در مورد مسائل روزمره زندگی زود نگران می‌شوند و همواره درباره کارهای معمول زندگی پیش‌بینی منفی دارند، افرادی مضطرب هستند اما احساس اضطراب لزوماً غیرطبیعی نیست و حتی در مواردی سبب افزایش کارایی افراد می‌شود.

سیاهپوش ادامه داد: به عنوان نمونه، بیشتر دانش آموزان و دانشجویان در ایام امتحان دچار اضطراب می‌شوند و بهتر و بیشتر درس می‌خوانند، یعنی نسبت به‌روزهای معمول سال توانایی بیشتری برای درس خواندن پیدا می‌کنند، کمتر می‌خوابند و دیرتر خسته می‌شوند؛ درحالی‌که افرادی که اضطراب بیمارگونه دارند، اگرچه کمتر می‌خوابند و نگران درسشان هم هستند اما به دلیل شدت اضطراب دچار کاهش تمرکز شده و افت عملکرد پیدا می‌کنند.

این روانپزشک افزود: این مقایسه در زمان امتحان هم صدق می‌کند، یعنی افراد مضطرب با وجود اینکه درس را بلد هستند به دلیل شدت اضطراب نتیجه مطلوبی کسب نمی‌کنند.

دلیل استرس و اضطراب یا دلشوره‌تان چیست؟

وی با اشاره به اینکه اختلال‌های اضطرابی و افسردگی شایع‌ترین اختلال‌های اعصاب و روان در ایران هستند، تصریح کرد: بسیاری از ما و اطرافیان‌مان گاه و بیگاه دچار اضطراب و دل‌شوره می‌شویم، اما سؤال اینجاست چنین اضطراب‌هایی تا کجا طبیعی‌اند؟ این اضطراب‌ها از کی نیازمند بررسی‌های روان‌پزشکی هستند؟

سیاهپوش با اشاره به اینکه اضطراب احساسی ناخوشایند و فراگیر است که همه انسان‌ها آن را تجربه می‌کنند، افزود: وقتی اتفاق ناخوشایندی در زندگی فردی یا اجتماعی از افراد پیش می‌آید، اضطراب یک تجربه قابل انتظار و بهنجار به‌حساب می‌آید و به عبارتی لزوماً تجربه اضطراب یک تجربه نابهنجار نیست.

این روانپزشک ادامه داد: اگر فردی بعد از فهمیدن اینکه مبتلا به یک بیماری صعب‌العلاج شده اضطراب را تجربه کند این یک واکنش بهنجار و انطباقی است اما اگر در برابر یک سرماخوردگی هم طوری مضطرب شود که انگار مبتلا به یک بیماری وخیم شده، این یک تجربه بیمارگونه است.

وی با اشاره به اینکه افراد مضطرب در زندگی به این احتمال که بیماری لاعلاجی داشته باشند اهمیت زیادی می‌دهند و با روبه‌رو شدن با هر واقعه غیرقابل انتظار، ناخوشایندترین واقعه را حدس می‌زنند، بیان کرد: این افراد وقتی فرزندشان ۱۰ دقیقه دیرتر به منزل می‌رسد، اولین فکری که به ذهن شما به‌عنوان یک والد غیرمضطرب می‌رسد، این است که راه شلوغ بوده یا فرزندتان سر راه رفته است خرید یا با دوستش حرف می‌زند یا چیزی از این قبیل؛ اما والدین مضطرب فکر می‌کنند که فرزندشان تصادف کرده یا دزدیده شده یا چیزی از این قبیل، این مقایسه نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی بین افکار و احساس‌های افراد وجود دارد اما نمی‌توان به‌طور قطع گفت که احساس اضطراب فکر بد را به دنبال دارد یا فکر بد احساس اضطراب را به همراه خود می‌آورد اما هرکدام که باشد، غیرطبیعی است و برای خود فرد و اطرافیان آزاردهنده است.

سیاهپوش با اشاره به اینکه اضطراب و بیماری‌های اضطرابی در زنان و جوانان بیشتر دیده می‌شود، عنوان کرد: اصولاً خانم‌ها تجربه‌های هیجانی بیشتری دارند و اختلال اضطراب منتشر و فوبیا در زنان بیشتر دیده می‌شود اما در مورد وسواس، شیوع آن بین زنان و مردان تفاوت بارزی ندارد.

این روانپزشک با اشاره به اینکه بین تجربه اضطراب و ویژگی‌های شخصیتی افراد، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، تصریح کرد: اگرچه اصولاً بین شخصیت و بیماری باید تفکیک قایل شد اما بعضی از تیپ‌های شخصیتی مانند شخصیت‌های وسواسی، وابسته، اجتنابی یا مرزی، زمینه تجربه اضطراب را بیشتر از سایر شخصیت‌ها دارند.

وی تصریح کرد: بعضی از افراد اضطراب را بیشتر به‌صورت نشانه‌های جسمی مانند تپش قلب، تعریق، لرزش، تکرر ادرار، اسهال، سوزش سردل یا احساس گیر کردن لقمه در گلو تجربه می‌کنند اما در گروهی دیگر، افکار اضطرابی و نگرانی فکری نشانه غالب است و به عبارتی، بعضی اضطراب را با علائم جسمی و بعضی با علائم روانی تجربه می‌کنند.

سیاهپوش بیان کرد: اصولاً اگر اضطراب گسترده بدون یک زمینه مشخص تجربه شود و نگرانی فرد در مورد مسائل روزمره زندگی و در اکثر امور دیده شود، به آن اضطراب منتشر گفته می‌شود و اختلال‌های اضطرابی نیز شامل اضطراب منتشر، حمله هراس، ترس مرضی، وسواس و اختلال استرس پس از حادثه می‌شود.

این روانپزشک با اشاره به اینکه وسواس، افکار تکراری و مزاحمی است که در اکثر موارد فرد برای کاهش اضطراب ناشی از این افکار مزاحم مجبور به انجام کارهای تکراری می‌شود، عنوان کرد: به‌عنوان مثال فکر مزاحم یک نفر درباره اینکه بدنش نجس است، او را مجبور می‌کند که مکرراً اقدام به شست‌وشو کند یا فکر می‌کند که در شمردن پول یا بستن در اشتباه کرده است و در نتیجه این کارها را مکرراً تکرار می‌کند تا مطمئن شود.

وی افزود: فرد وسواسی می‌داند که افکارش نادرست است اما وقتی فکری به ذهنش خطور می‌کند قادر به نادیده گرفتن آن نیست.

سیاهپوش با اشاره به اینکه افکار اضطرابی زمینه گسترده‌ای دارند و به یک موضوع خاص اختصاص ندارند اما معمولاً وسواس به یک فکر یا رفتار خاص محدود می‌شود؛ مانند شست‌وشو، شمردن و افکار مزاحم مشخص، بیان کرد: به عبارتی هر فرد وسواسی اضطراب هم دارد اما هر فرد اضطرابی وسواس ندارد.

این روان‌پزشک تأکید کرد: وقتی این رفتارها برای فرد یا اطرافیان سبب آزار و محدودیت شود، اختلال به‌حساب می‌آید و نیاز به مداخله دارویی یا روان‌درمانی دارد.

وی ادامه داد: مسلماً مانند همه اختلال‌های دیگر، این اختلال هم درمان دارویی و روان‌درمانی دارد که بسته به نوع تشخیص روانپزشک بر مبنای ویژگی‌های شخصیتی یا تشخیص نوع اختلال، نوع درمان مشخص می‌شود و درمان‌ها بیش از ۵۰ درصد مؤثر هستند.

سیاهپوش تصریح کرد: این بهبودی تأثیر بسیار واضحی بر کیفیت زندگی فرد و اطرافیان او دارد و کاهش اضطراب، حتی به میزان ۱۰ درصد نیز در کیفیت زندگی اثر مثبتی دارد.

 

منبع: ایسنا


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *